coarsenesses

[ایالات متحده]/ˈkɔːsnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈkɔrsnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت خشن بودن؛ زبری یا عدم تصفیه؛ کیفیت پایین

عبارات و ترکیب‌ها

social coarsenesses

بی‌ریزه‌گی‌های اجتماعی

moral coarsenesses

بی‌ریزه‌گی‌های اخلاقی

cultural coarsenesses

بی‌ریزه‌گی‌های فرهنگی

emotional coarsenesses

بی‌ریزه‌گی‌های عاطفی

artistic coarsenesses

بی‌ریزه‌گی‌های هنری

textural coarsenesses

بی‌ریزه‌گی‌های بافتی

behavioral coarsenesses

بی‌ریزه‌گی‌های رفتاری

verbal coarsenesses

بی‌ریزه‌گی‌های کلامی

physical coarsenesses

بی‌ریزه‌گی‌های فیزیکی

جملات نمونه

his coarsenesses often offended his colleagues.

رفتارهای زشت او اغلب همکارانش را ناراحت می‌کرد.

we need to address the coarsenesses in our communication.

ما باید به رفتارهای زشت در ارتباطات خود رسیدگی کنیم.

the artist embraced the coarsenesses of his materials.

هنرمند از زشتی مواد خود استقبال کرد.

her coarsenesses became more apparent during the meeting.

رفتارهای زشت او در طول جلسه بیشتر آشکار شد.

he tried to hide his coarsenesses behind a polite facade.

او سعی کرد رفتارهای زشت خود را پشت یک نمای مؤدبانه پنهان کند.

the fabric's coarsenesses added character to the design.

زشتی پارچه به طراحی شخصیت بخشید.

understanding coarsenesses in behavior can improve relationships.

درک رفتارهای زشت در رفتار می‌تواند روابط را بهبود بخشد.

she acknowledged her coarsenesses and worked to improve herself.

او به رفتارهای زشت خود اعتراف کرد و برای بهبود خود تلاش کرد.

coarsenesses in the surface made the sculpture unique.

زشتی سطح مجسمه را منحصر به فرد کرد.

his coarsenesses were overshadowed by his creativity.

رفتارهای زشت او تحت الشعاع خلاقیتش قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید