granularity

[ایالات متحده]/ˌɡrænjʊˈlærɪti/
[بریتانیا]/ˌɡrænjʊˈlærɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطح جزئیات یا دقت در یک مجموعه داده یا اطلاعات؛ اندازه کوچک‌ترین واحد در یک سیستم یا فرآیند

عبارات و ترکیب‌ها

data granularity

بافت داده

high granularity

بافت بالا

low granularity

بافت پایین

temporal granularity

بافت زمانی

spatial granularity

بافت مکانی

fine granularity

بافت دقیق

coarse granularity

بافت درشت

variable granularity

بافت متغیر

data set granularity

بافت مجموعه داده

analysis granularity

بافت تحلیل

جملات نمونه

the granularity of the data affects the analysis results.

جزئیات داده‌ها بر نتایج تحلیل تأثیر می‌گذارد.

we need to increase the granularity of our reporting.

ما باید سطح جزئیات گزارش‌دهی خود را افزایش دهیم.

higher granularity allows for more detailed insights.

سطح جزئیات بالاتر به ما امکان می‌دهد تا بینش‌های دقیق‌تری به دست آوریم.

adjusting the granularity can improve performance.

تنظیم سطح جزئیات می‌تواند عملکرد را بهبود بخشد.

the model's granularity is crucial for accuracy.

سطح جزئیات مدل برای دقت بسیار مهم است.

different applications require different levels of granularity.

برنامه‌های کاربردی مختلف به سطوح مختلف جزئیات نیاز دارند.

we should consider the granularity of user permissions.

ما باید سطح جزئیات مجوزهای کاربر را در نظر بگیریم.

granularity in project management helps track progress.

سطح جزئیات در مدیریت پروژه به ردیابی پیشرفت کمک می‌کند.

the data's granularity impacts decision-making processes.

سطح جزئیات داده‌ها بر فرآیندهای تصمیم‌گیری تأثیر می‌گذارد.

understanding the granularity of the dataset is essential.

درک سطح جزئیات مجموعه داده ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید