coatless

[ایالات متحده]/ˈkəʊtləs/
[بریتانیا]/ˈkoʊtləs/

ترجمه

adj. بدون کت

عبارات و ترکیب‌ها

coatless man

مرد بدون پالتو

coatless woman

زن بدون پالتو

coatless child

کودک بدون پالتو

coatless style

سبک بدون پالتو

coatless look

ظاهر بدون پالتو

coatless season

فصل بدون پالتو

coatless attire

لباس بدون پالتو

coatless outfit

لباس بدون پالتو

coatless appearance

ظاهر بدون پالتو

coatless fashion

مد بدون پالتو

جملات نمونه

he decided to go coatless on that warm day.

او تصمیم گرفت در آن روز گرم بدون پالتو برود.

she felt free and coatless as she walked in the sun.

او احساس آزادی و بی‌پالتو بودن کرد، در حالی که زیر نور خورشید قدم می‌زد.

being coatless made him feel more comfortable during the picnic.

بی‌پالتو بودن باعث شد او در طول پیک‌نیک احساس راحتی بیشتری کند.

on coatless days, i prefer to wear a light sweater.

در روزهای بدون پالتو، من ترجیح می‌دهم یک ژاکت سبک بپوشم.

she enjoyed the coatless breeze on the beach.

او از نسیم بی‌پالتو در ساحل لذت برد.

it was too warm to wear a coat, so i went coatless.

خیلی گرم بود که بخواهم پالتو بپوشم، بنابراین بدون پالتو رفتم.

he felt stylish and coatless at the outdoor concert.

او در کنسرت فضای باز، شیک و بی‌پالتو احساس کرد.

going coatless was a refreshing change for her.

رفتن بدون پالتو یک تغییر دلپذیر برای او بود.

she loves the feeling of being coatless in spring.

او احساس بی‌پالتو بودن در بهار را دوست دارد.

he often chooses to be coatless when the weather is mild.

او اغلب در هوای ملایم ترجیح می‌دهد بدون پالتو باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید