cobwebs

[ایالات متحده]/ˈkɒb.wɛbz/
[بریتانیا]/ˈkɑːb.wɛbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وبی که توسط یک عنکبوت بافته شده است، به ویژه زمانی که قدیمی و پوشیده از گرد و غبار باشد

عبارات و ترکیب‌ها

cobwebs in corners

تار عنکبوت در گوشه ها

dusty cobwebs

تار عنکبوت غبارآلود

cobwebs hanging

تار عنکبوت آویزان

cobwebs everywhere

تار عنکبوت همه جا

cobwebs on shelves

تار عنکبوت روی قفسه ها

cobwebs in windows

تار عنکبوت در پنجره ها

cobwebs of time

تار عنکبوت زمان

cobwebs of memory

تار عنکبوت خاطره

جملات نمونه

the old house was filled with cobwebs.

خانه قدیمی پر از تار عنکبوت بود.

she brushed away the cobwebs from the corner.

او تار عنکبوت‌ها را از گوشه کنار پاک کرد.

he found cobwebs in the attic.

او تار عنکبوت را در زیرشیرآزی پیدا کرد.

the abandoned room was covered in cobwebs.

اتاق متروکه پر از تار عنکبوت بود.

we need to clean the cobwebs from the ceiling.

ما باید تار عنکبوت‌ها را از سقف پاک کنیم.

cobwebs hung like curtains in the dark corners.

تار عنکبوت‌ها مانند پرده در گوشه‌های تاریک آویزان بودند.

the museum had cobwebs in some of its exhibits.

موزه در برخی از نمایشگاه‌های خود تار عنکبوت داشت.

he felt like his mind was full of cobwebs.

او احساس می‌کرد که ذهن او پر از تار عنکبوت است.

after months of neglect, the garden was overrun with cobwebs.

پس از ماه‌ها بی‌توجهی، باغ پر از تار عنکبوت شد.

she noticed cobwebs in the corners of her room.

او متوجه تار عنکبوت در گوشه‌های اتاقش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید