coccus

[ایالات متحده]/ˈkɒkəs/
[بریتانیا]/ˈkɑːkəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک باکتری کروی; میوه خشک کوچک; بخش میوه
Word Forms
جمعcocci

عبارات و ترکیب‌ها

coccus bacteria

باکتری کوکوس

coccus infection

عفونت کوکوس

coccus species

گونه‌های کوکوس

coccus morphology

مورفولوژی کوکوس

coccus arrangement

چیدمان کوکوس

coccus colony

کلنی کوکوس

coccus shape

شکل کوکوس

coccus growth

رشد کوکوس

coccus classification

طبقه بندی کوکوس

coccus test

تست کوکوس

جملات نمونه

the coccus bacteria can cause various infections.

باکتری کوکوس می‌تواند باعث ایجاد انواع عفونت‌ها شود.

staphylococcus is a type of coccus that can be harmful.

استافیلوکوک نوعی کوکوس است که می‌تواند مضر باشد.

scientists study coccus shapes under a microscope.

دانشمندان شکل‌های کوکوس را با استفاده از میکروسکوپ مطالعه می‌کنند.

some coccus species are beneficial to human health.

برخی از گونه‌های کوکوس برای سلامت انسان مفید هستند.

infections caused by coccus can be treated with antibiotics.

عفونت‌های ناشی از کوکوس را می‌توان با آنتی‌بیوتیک‌ها درمان کرد.

the coccus can reproduce rapidly in warm environments.

کوکوس می‌تواند به سرعت در محیط‌های گرم تولید مثل کند.

identifying the type of coccus is crucial for diagnosis.

تشخیص نوع کوکوس برای تشخیص بسیار مهم است.

coccus bacteria can be found in clusters or chains.

باکتری‌های کوکوس می‌توانند به صورت خوشه‌ای یا زنجیره‌ای یافت شوند.

the lab tested samples for the presence of coccus.

آزمایشگاه نمونه‌ها را برای وجود کوکوس آزمایش کرد.

understanding coccus behavior helps in infection control.

درک رفتار کوکوس به کنترل عفونت کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید