cockfighting

[ایالات متحده]/ˈkɒkfaɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːkfaɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسابقه‌ای که در آن خروس‌ها با یکدیگر می‌جنگند
adj. مربوط به ورزش مبارزه خروس‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

illegal cockfighting

گودویی غیرقانونی

cockfighting arena

فضای برگزاری مسابقات مرغ‌ها

cockfighting culture

فرهنگ پرورش مرغ‌ها

cockfighting birds

مرغ‌های پرورش داده شده برای مسابقه

cockfighting industry

صنعت پرورش مرغ‌ها

cockfighting events

مسابقات مرغ‌ها

cockfighting enthusiasts

علاقه‌مندان به مسابقات مرغ‌ها

cockfighting laws

قوانین مربوط به مسابقات مرغ‌ها

cockfighting matches

مسابقات مرغ‌ها

cockfighting rings

حلقه‌های پرورش مرغ‌ها

جملات نمونه

cockfighting is banned in many countries.

مبارزه با خروس در بسیاری از کشورها ممنوع است.

he enjoys the thrill of cockfighting.

او از هیجان مبارزه با خروس لذت می برد.

cockfighting can lead to serious injuries for the birds.

مبارزه با خروس می تواند منجر به آسیب جدی به پرندگان شود.

many people oppose cockfighting due to animal cruelty.

بسیاری از مردم به دلیل ظلم به حیوانات با مبارزه با خروس مخالفند.

the tradition of cockfighting has deep cultural roots.

رسوم مبارزه با خروس ریشه های فرهنگی عمیقی دارد.

he was arrested for organizing illegal cockfighting events.

او به اتهام برگزاری مسابقات غیرقانونی مبارزه با خروس دستگیر شد.

cockfighting enthusiasts often train their birds rigorously.

عاشقان مبارزه با خروس اغلب به طور جدی پرندگان خود را آموزش می دهند.

some communities hold annual cockfighting tournaments.

برخی از جوامع مسابقات سالانه مبارزه با خروس برگزار می کنند.

cockfighting has sparked debates about animal rights.

مبارزه با خروس بحث هایی را در مورد حقوق حیوانات برانگیخته است.

he spent years breeding champion cockfighting birds.

او سالها پرورش پرندگان برنده مبارزه با خروس را گذراند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید