cockfightings

[ایالات متحده]/ˈkɒkfaɪtɪŋz/
[بریتانیا]/ˈkɑkfaɪtɪŋz/

ترجمه

n. فعالیت جنگ مرغ‌ها
adj. مربوط به جنگ مرغ‌ها
v. عمل شرکت در جنگ مرغ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

cockfightings event

مسابقه نبرد مرغ‌ها

cockfightings rules

قوانین نبرد مرغ‌ها

cockfightings arena

زمینه نبرد مرغ‌ها

cockfightings culture

فرهنگ نبرد مرغ‌ها

cockfightings betting

شراره‌بندی در نبرد مرغ‌ها

cockfightings matches

مسابقات نبرد مرغ‌ها

cockfightings enthusiasts

علاقه‌مندان به نبرد مرغ‌ها

cockfightings history

تاریخچه نبرد مرغ‌ها

cockfightings regulations

مقررات نبرد مرغ‌ها

cockfightings spectators

تماشاگران نبرد مرغ‌ها

جملات نمونه

many cultures have a history of cockfightings.

فرهنگ‌های بسیاری سابقه برگزاری مسابقات مرغ‌بازی را دارند.

cockfightings can be controversial in modern society.

مسابقات مرغ‌بازی می‌تواند در جامعه مدرن بحث‌برانگیز باشد.

he enjoys attending local cockfightings on weekends.

او از شرکت در مسابقات مرغ‌بازی محلی در آخر هفته‌ها لذت می‌برد.

some people view cockfightings as a traditional sport.

برخی افراد مسابقات مرغ‌بازی را به عنوان یک ورزش سنتی می‌بینند.

in some regions, cockfightings are illegal.

در برخی مناطق، مسابقات مرغ‌بازی غیرقانونی است.

cockfightings require careful training of the birds.

مسابقات مرغ‌بازی نیاز به آموزش دقیق پرندگان دارد.

he raised his own birds for cockfightings.

او پرندگان خود را برای مسابقات مرغ‌بازی پرورش داد.

cockfightings often attract large crowds of spectators.

مسابقات مرغ‌بازی اغلب جمعیت زیادی از تماشاگران را جذب می‌کند.

there are many rules governing cockfightings.

قوانین زیادی وجود دارد که بر مسابقات مرغ‌بازی حاکم است.

some activists are campaigning against cockfightings.

برخی از فعالان در حال کمپین علیه مسابقات مرغ‌بازی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید