coddling behavior
رفتار نوازشگرانه
coddling parents
والدین نوازشگر
coddling children
کودکان نوازششده
coddling approach
رویکرد نوازشگرانه
coddling culture
فرهنگ نوازشگرانه
coddling attitude
نگرش نوازشگرانه
coddling tendencies
تمایلات نوازشگرانه
coddling style
سبک نوازشگرانه
coddling habits
عادتهای نوازشگرانه
coddling friends
دوستان نوازشگر
she is always coddling her children.
او همیشه فرزندان خود را بیش از حد نوازش میکند.
his coddling behavior made the team less independent.
رفتار نوازشگرانه او باعث شد تیم کمتر مستقل شود.
parents should avoid coddling their teenagers.
والدین باید از نوازش بیش از حد نوجوانان خود اجتناب کنند.
coddling pets can lead to behavioral issues.
نوازش بیش از حد حیوانات خانگی میتواند منجر به مشکلات رفتاری شود.
she believes that coddling leads to entitlement.
او معتقد است که نوازش بیش از حد منجر به احساس حقطلبی میشود.
coddling your employees can reduce their motivation.
نوازش بیش از حد کارمندان شما میتواند انگیزه آنها را کاهش دهد.
he was accused of coddling the offenders.
او به نوازش بیش از حد مجرمان متهم شد.
coddling can hinder personal growth.
نوازش بیش از حد میتواند رشد شخصی را مختل کند.
some experts warn against coddling in education.
برخی از کارشناسان در مورد نوازش بیش از حد در آموزش هشدار میدهند.
coddling can create unrealistic expectations.
نوازش بیش از حد میتواند باعث ایجاد انتظارات غیرواقعی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید