the scriptwriter has taken few liberties with the original narrative.
نویسنده فیلمنامه، آزادیهای کمی با روایت اصلی گرفته است.
Steve Kloves, the scriptwriter, stated during a writers' conference that he wrote it as "Greek chappie," but that it was somehow changed to "Irish chappie" during filming.
استیو کلووز، نویسنده فیلمنامه، در یک کنفرانس نویسندگان بیان کرد که آن را به عنوان "چاپیه یونانی" نوشته، اما به نحوی در حین فیلمبرداری به "چاپیه ایرلندی" تغییر کرده است.
The scriptwriter is working on a new movie.
نویسنده فیلمنامه روی یک فیلم جدید کار میکند.
The scriptwriter won an award for best screenplay.
نویسنده فیلمنامه جایزه بهترین فیلمنامه را برد.
The scriptwriter collaborated with the director on several projects.
نویسنده فیلمنامه با کارگردان در چندین پروژه همکاری کرد.
The scriptwriter revised the script based on feedback from the producers.
نویسنده فیلمنامه فیلمنامه را بر اساس بازخورد تهیهکنندگان بازبینی کرد.
The scriptwriter's job is to write dialogue for the characters.
کار نویسنده فیلمنامه نوشتن دیالوگ برای شخصیتها است.
The scriptwriter pitched their idea to the production company.
نویسنده فیلمنامه ایده خود را به شرکت تولید ارائه کرد.
The scriptwriter is known for their ability to create compelling narratives.
نویسنده فیلمنامه به توانایی خود در خلق روایتهای جذاب معروف است.
The scriptwriter is attending a screenwriting workshop to improve their skills.
نویسنده فیلمنامه برای بهبود مهارتهای خود در یک کارگاه نویسندگی فیلمنامه شرکت میکند.
The scriptwriter's latest project is a historical drama set in ancient China.
آخرین پروژه نویسنده فیلمنامه یک درام تاریخی در چین باستان است.
The scriptwriter is working closely with the producers to bring their vision to life.
نویسنده فیلمنامه برای تحقق بخشیدن به دیدگاه خود، به طور نزدیک با تهیهکنندگان همکاری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید