programmer

[ایالات متحده]/ˈprəʊˌgræmə/
[بریتانیا]/'progræmɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که برنامه‌های کامپیوتری می‌نویسد.

عبارات و ترکیب‌ها

computer programmer

برنامه‌نویس کامپیوتر

application programmer

برنامه‌نویس نرم‌افزار

جملات نمونه

programmers are the foot soldiers of the computer revolution.

برنامه‌نویسان سربازان جنگ نرم رایانه هستند.

Computer programmers must learn new programs as they appear on the market.

برنامه‌نویسان کامپیوتر باید برنامه‌های جدید را با ظهور آن‌ها در بازار یاد بگیرند.

An application programmer must supply a tangent, binormal, and normal at each vertex.

یک برنامه‌نویس کاربردی باید در هر راس، یک مماسی، دوجنبی و عمودی ارائه دهد.

Demand for topquality programmers exceeds supply, leading to extortionate salaries.

تقاضا برای برنامه‌نویسان باکیفیت بالا از عرضه بیشتر است که منجر به حقوق و دستمزد‌های تحميل‌کننده می‌شود.

OK for this project we need 1 system design engineer 1 UI designer 2 programmers 2 software testers 1 deployer and 1 technical writer.

بسیار خوب، برای این پروژه به 1 مهندس طراحی سیستم، 1 طراح رابط کاربری، 2 برنامه‌نویس، 2 تست‌کننده نرم‌افزار، 1 استقراردهنده و 1 نویسنده فنی نیاز داریم.

The troupe presents varied and interesting programmers ranging from the lively and cheerful farandole dance, sword dance, Moresque dance and harvest dance to the gavotte dance of classic elegance.

گروه برنامه‌های متنوع و جالب ارائه می‌دهد که از رقص فاراندول زنده و شاد، رقص شمشیر، رقص مورسک و رقص برداشت محصول تا رقص گاووت با ظرافت کلاسیک را شامل می‌شود.

نمونه‌های واقعی

Alexey was a computer programmer in Russia.

الکسی یک برنامه‌نویس کامپیوتر در روسیه بود.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

We need a gifted programmer and you're creative.

ما به یک برنامه‌نویس با استعداد نیاز داریم و شما خلاق هستید.

منبع: Go blank axis version

I think I'm going to be a computer programmer.

فکر می‌کنم می‌خواهم برنامه‌نویس کامپیوتر شوم.

منبع: New Target Junior High School English Grade 8 (Upper)

We also have the computer programmer who is also a woman.

ما همچنین یک برنامه‌نویس کامپیوتر داریم که زن نیز هست.

منبع: VOA Standard October 2015 Collection

Every time you write a line of code, you are a programmer.

هر زمان که یک خط کد می‌نویسید، شما یک برنامه‌نویس هستید.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

We need more programmers. And we need more money.

ما به برنامه‌نویسان بیشتری نیاز داریم. و ما به پول بیشتری نیاز داریم.

منبع: Go blank axis version

She was a mathematician in the Victorian Age, the very first computer programmer.

او یک ریاضیدان در دوران ویکتوریایی بود، اولین برنامه‌نویس کامپیوتر.

منبع: Perspective Encyclopedia of Technology

To the extent we would need fewer programmers, it could take away jobs.

تا حدی که به برنامه‌نویسان کمتری نیاز داشته باشیم، ممکن است شغل‌ها را از بین ببرد.

منبع: China Daily Latest Collection

Dustin Moskowitz and Chris Hughes they're programmers.

داستین موسکویتز و کریس هیوز، آنها برنامه‌نویس هستند.

منبع: Go blank axis version

Computers are proxies for their programmers.

کامپیوترها نماینده برنامه‌نویسان خود هستند.

منبع: 6 Minute English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید