coffeepot

[ایالات متحده]/ˈkɒf.i.pɒt/
[بریتانیا]/ˈkɔː.fɪ.pɑːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی که برای دم کردن و سرو قهوه استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hot coffeepot

قوری داغ

empty coffeepot

قوری خالی

stainless coffeepot

قوری استیل

glass coffeepot

قوری شیشه ای

electric coffeepot

قوری برقی

ceramic coffeepot

قوری سرامیکی

classic coffeepot

قوری کلاسیک

small coffeepot

قوری کوچک

large coffeepot

قوری بزرگ

traditional coffeepot

قوری سنتی

جملات نمونه

she brewed coffee in her new coffeepot.

او قهوه را در قهوه ساز جدیدش دم کرد.

the coffeepot was steaming on the stove.

قهوه ساز روی اجاق بخار می کرد.

he poured hot coffee from the coffeepot.

او قهوه داغ را از قهوه ساز ریخت.

don't forget to clean the coffeepot after use.

پس از استفاده، تمیز کردن قهوه ساز را فراموش نکنید.

she placed the coffeepot on the dining table.

او قهوه ساز را روی میز ناهارخوری گذاشت.

he bought a vintage coffeepot at the flea market.

او یک قهوه ساز قدیمی را در بازار محلی خرید.

the coffeepot was a wedding gift from her parents.

قهوه ساز هدیه ازدواج از والدینش بود.

we need a larger coffeepot for the party.

ما برای مهمانی به یک قهوه ساز بزرگتر نیاز داریم.

he always forgets to turn off the coffeepot.

او همیشه فراموش می کند که قهوه ساز را خاموش کند.

the coffeepot's design matched the kitchen decor.

طراحی قهوه ساز با دکوراسیون آشپزخانه مطابقت داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید