cogency

[ایالات متحده]/'kəʊdʒ(ə)nsɪ/
[بریتانیا]/ˈkodʒənsɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارتباط؛ قدرت؛ قانع‌کنندگی.

جملات نمونه

having no cogency or legal force.

فاقد اعتبار یا قدرت قانونی

The cogency of his argument convinced everyone in the room.

اعتبار استدلال او همه افراد حاضر در اتاق را متقاعد کرد.

Her cogency in negotiations helped secure a favorable deal.

اعتبار او در مذاکرات به کسب یک توافقنامه مطلوب کمک کرد.

The cogency of the evidence left no doubt about his guilt.

اعتبار شواهد هیچ تردیدی در مورد گناه او باقی نگذاشت.

The cogency of her reasoning made her a respected leader.

اعتبار استدلال او باعث شد که او یک رهبر مورد احترام باشد.

The cogency of the data supported their hypothesis.

اعتبار داده ها از فرضیه آنها پشتیبانی کرد.

He lacked cogency in his presentation, leading to confusion among the audience.

او در ارائه خود اعتبار نداشت که منجر به سردرگمی در بین مخاطبان شد.

The cogency of the report led to immediate action being taken.

اعتبار گزارش منجر به انجام اقدامات فوری شد.

The cogency of her words resonated with the audience and moved them to tears.

اعتبار کلمات او با مخاطبان همخوانی داشت و آنها را به گریه درآورد.

His cogency in explaining complex concepts made the subject easy to understand.

اعتبار او در توضیح مفاهیم پیچیده باعث شد که موضوع به راحتی قابل درک باشد.

The cogency of the plan convinced the board to approve it unanimously.

اعتبار طرح باعث شد که هیئت مدیره آن را به طور یکپارچه تصویب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید