cognomen

[ایالات متحده]/kɒɡˈnəʊ.mən/
[بریتانیا]/kɑɡˈnoʊ.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی؛ لقب؛ نام خانوادگی؛ نام مستعار
Word Forms
جمعcognomens

عبارات و ترکیب‌ها

family cognomen

نام خانوادگی

personal cognomen

نام خانوادگی شخصی

ancient cognomen

نام خانوادگی باستانی

noble cognomen

نام خانوادگی اشرافی

latin cognomen

نام خانوادگی لاتین

official cognomen

نام خانوادگی رسمی

common cognomen

نام خانوادگی رایج

historical cognomen

نام خانوادگی تاریخی

distinctive cognomen

نام خانوادگی متمایز

cognomen usage

نحوه استفاده از نام خانوادگی

جملات نمونه

his cognomen is well-known in the literary world.

نام خانوادگی او در دنیای ادبیات به خوبی شناخته شده است.

many people use a cognomen instead of their first name.

بسیاری از مردم به جای نام اول خود از نام خانوادگی استفاده می کنند.

she chose a unique cognomen for her online persona.

او یک نام خانوادگی منحصر به فرد برای شخصیت آنلاین خود انتخاب کرد.

the family cognomen has a rich history.

نام خانوادگی خانواده تاریخچه غنی دارد.

in ancient rome, a cognomen indicated a person's lineage.

در روم باستان، نام خانوادگی نشان دهنده نسب یک شخص بود.

his cognomen reflects his heritage and culture.

نام خانوادگی او نشان دهنده فرهنگ و میراث اوست.

they often discuss the significance of a cognomen in their family.

آنها اغلب در مورد اهمیت نام خانوادگی در خانواده خود بحث می کنند.

the cognomen given to him was derived from his profession.

نام خانوادگی که به او داده شد، از شغل او گرفته شده بود.

some cognomen are more popular than others.

برخی از نام خانوادگی ها محبوب تر از سایرین هستند.

he decided to change his cognomen for personal reasons.

او تصمیم گرفت به دلایل شخصی نام خانوادگی خود را تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید