coheiress

[ایالات متحده]/ˌkəʊˈhɛərɪs/
[بریتانیا]/ˌkoʊˈhɛrɪs/

ترجمه

n. هم‌وارث زن؛ وارث زن مشترک
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

coheiress title

عنوان وارث

coheiress agreement

توافق وارث

coheiress rights

حقوق وارث

coheiress status

وضعیت وارث

coheiress claim

ادعای وارث

coheiress inheritance

ارث وارث

coheiress duties

وظایف وارث

coheiress share

سهم وارث

coheiress dispute

اختلاف وارث

coheiress property

مالکیت وارث

جملات نمونه

she is a coheiress of a vast fortune.

او یکی از وارثان ثروت هنگفتی است.

the coheiress received her share of the inheritance.

وارثانه سهم ارث خود را دریافت کرد.

being a coheiress can come with its own challenges.

وارث بودن می تواند چالش های خاص خود را داشته باشد.

the two sisters are coheiresses to their family's estate.

دو خواهر، وارثان املاک خانواده خود هستند.

as coheiresses, they had to agree on how to manage the property.

به عنوان وارثان، آنها باید در مورد نحوه مدیریت ملک به توافق برسند.

the coheiress was often in the public eye due to her wealth.

وارثانه اغلب به دلیل ثروت خود در چشم عموم بود.

they hired a lawyer to help negotiate their coheiress agreement.

آنها یک وکیل استخدام کردند تا به آنها در مذاکره در مورد توافق وارثانه کمک کند.

being a coheiress means sharing responsibilities and benefits.

وارث بودن به معنای به اشتراک گذاشتن مسئولیت ها و منافع است.

the coheiresses decided to invest their inheritance wisely.

وارثان تصمیم گرفتند ارث خود را به طور عاقلانه سرمایه گذاری کنند.

they organized a family meeting to discuss their roles as coheiresses.

آنها یک جلسه خانوادگی برای بحث در مورد نقش آنها به عنوان وارثان ترتیب دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید