coho

[ایالات متحده]/ˈkəʊ.həʊ/
[بریتانیا]/ˈkoʊ.hoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سالمون کوهو
abbr. نوسانگر همدوس; شورای سازمان‌های بهداشتی
Word Forms
جمعcohoes

عبارات و ترکیب‌ها

coho salmon

قزل‌آلاى مهاجر

coho run

موج قزل‌آلا

coho fishing

ماهیگیری قزل‌آلا

coho population

جمعیت قزل‌آلا

coho habitat

زیستگاه قزل‌آلا

coho catch

گرفتن قزل‌آلا

coho release

آزاد کردن قزل‌آلا

coho stock

ذخیره قزل‌آلا

coho migration

مهاجرت قزل‌آلا

coho trends

روندهای قزل‌آلا

جملات نمونه

coho salmon are known for their vibrant coloration.

ماهی سالمون کوهو به خاطر رنگ‌آمیزی زنده خود شناخته می‌شوند.

many fishermen prefer coho for its delicious taste.

بسیاری از ماهیگیران به دلیل طعم خوشمزه‌اش ترجیح می‌دهند کوهو را انتخاب کنند.

coho can be found in both fresh and saltwater.

کوهو را می‌توان هم در آب‌های شیرین و هم در آب‌های شور یافت.

during the spawning season, coho migrate upstream.

در طول فصل تخم‌ریزی، کوهو به سمت بالادست مهاجرت می‌کنند.

coho are often caught using specific fishing techniques.

کوهو اغلب با استفاده از تکنیک‌های ماهیگیری خاص صید می‌شود.

environmental changes affect the coho population.

تغییرات محیطی بر جمعیت کوهو تأثیر می‌گذارد.

coho salmon are an important species for ecosystems.

ماهی سالمون کوهو یک گونه مهم برای اکوسیستم‌ها هستند.

many recipes highlight the unique flavor of coho.

بسیاری از دستورالعمل‌ها طعم منحصر به فرد کوهو را برجسته می‌کنند.

conservation efforts are crucial for coho sustainability.

تلاش‌های حفاظتی برای پایداری کوهو بسیار مهم هستند.

coho are often used in aquaculture due to their popularity.

به دلیل محبوبیت، کوهو اغلب در آب‌های پرورش مورد استفاده قرار می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید