delicate collarbones
استخوانهای ظریف گردن
exposed collarbones
استخوانهای گردن نمایان
prominent collarbones
استخوانهای گردن برجسته
collarbones showing
استخوانهای گردن در حال نمایش
collarbones highlighted
استخوانهای گردن برجسته شده
defined collarbones
استخوانهای گردن مشخص
collarbones and shoulders
استخوانهای گردن و شانهها
collarbones exposed
استخوانهای گردن نمایان
fragile collarbones
استخوانهای گردن شکننده
collarbones in fashion
استخوانهای گردن در مد
she wore a necklace that highlighted her collarbones.
او یک گردنبند پوشید که استخوان ترقوه او را برجسته میکرد.
he has a tattoo on his collarbones.
او تتوئي روی استخوان ترقوه اش دارد.
her collarbones are beautifully defined.
استخوان ترقوه او به زیبایی مشخص است.
she applied lotion to her collarbones for a glowing look.
او برای داشتن ظاهری درخشان، لوسیون روی استخوان ترقوه اش زد.
he gently touched her collarbones.
او به آرامی استخوان ترقوه او را لمس کرد.
her dress accentuated her collarbones perfectly.
لباس او به طور کامل استخوان ترقوه او را برجسته کرد.
collarbones can be a focal point in fashion photography.
استخوان ترقوه میتواند نقطه کانونی در عکاسی مد باشد.
she often exercises to keep her collarbones toned.
او اغلب ورزش میکند تا استخوان ترقوه خود را خوشفرم نگه دارد.
he complimented her on her elegant collarbones.
او از استخوان ترقوه زیبایش تعریف کرد.
collarbones are often exposed in sleeveless tops.
استخوان ترقوه اغلب در لباسهای بدون آستین نمایان میشود.
delicate collarbones
استخوانهای ظریف گردن
exposed collarbones
استخوانهای گردن نمایان
prominent collarbones
استخوانهای گردن برجسته
collarbones showing
استخوانهای گردن در حال نمایش
collarbones highlighted
استخوانهای گردن برجسته شده
defined collarbones
استخوانهای گردن مشخص
collarbones and shoulders
استخوانهای گردن و شانهها
collarbones exposed
استخوانهای گردن نمایان
fragile collarbones
استخوانهای گردن شکننده
collarbones in fashion
استخوانهای گردن در مد
she wore a necklace that highlighted her collarbones.
او یک گردنبند پوشید که استخوان ترقوه او را برجسته میکرد.
he has a tattoo on his collarbones.
او تتوئي روی استخوان ترقوه اش دارد.
her collarbones are beautifully defined.
استخوان ترقوه او به زیبایی مشخص است.
she applied lotion to her collarbones for a glowing look.
او برای داشتن ظاهری درخشان، لوسیون روی استخوان ترقوه اش زد.
he gently touched her collarbones.
او به آرامی استخوان ترقوه او را لمس کرد.
her dress accentuated her collarbones perfectly.
لباس او به طور کامل استخوان ترقوه او را برجسته کرد.
collarbones can be a focal point in fashion photography.
استخوان ترقوه میتواند نقطه کانونی در عکاسی مد باشد.
she often exercises to keep her collarbones toned.
او اغلب ورزش میکند تا استخوان ترقوه خود را خوشفرم نگه دارد.
he complimented her on her elegant collarbones.
او از استخوان ترقوه زیبایش تعریف کرد.
collarbones are often exposed in sleeveless tops.
استخوان ترقوه اغلب در لباسهای بدون آستین نمایان میشود.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now