abandoned collieries
شاخههای متروکه
working collieries
شاخههای فعال
coal collieries
شاخههای زغال سنگ
deep collieries
شاخههای عمیق
local collieries
شاخههای محلی
historic collieries
شاخههای تاریخی
closed collieries
شاخههای بسته
nearby collieries
شاخههای نزدیک
former collieries
شاخههای سابق
abandoned coal collieries
شاخههای زغال سنگ متروکه
the colliery employs hundreds of workers.
ذغالفروشی صدها کارگر استخدام میکند.
safety regulations in the colliery are strictly enforced.
قوانین ایمنی در ذغالفروشی به شدت اعمال میشوند.
many colliery owners are investing in modern technology.
بسیاری از صاحبان ذغالفروشی در حال سرمایهگذاری در فناوریهای مدرن هستند.
the colliery was closed due to environmental concerns.
ذغالفروشی به دلیل نگرانیهای زیستمحیطی بسته شد.
workers in the colliery face various health risks.
کارگران ذغالفروشی با خطرات بهداشتی مختلف روبرو هستند.
collieries have a significant impact on the local economy.
ذغالفروشیها تأثیر قابل توجهی بر اقتصاد محلی دارند.
he started his career in a small colliery.
او شروع به کار در یک ذغالفروشی کوچک کرد.
the colliery's output has increased this year.
تولید ذغالفروشی امسال افزایش یافته است.
collieries often provide housing for their workers.
ذغالفروشیها اغلب مسکن برای کارگران خود فراهم میکنند.
new regulations are being introduced for colliery operations.
قوانین جدیدی برای فعالیتهای ذغالفروشی در حال معرفی است.
abandoned collieries
شاخههای متروکه
working collieries
شاخههای فعال
coal collieries
شاخههای زغال سنگ
deep collieries
شاخههای عمیق
local collieries
شاخههای محلی
historic collieries
شاخههای تاریخی
closed collieries
شاخههای بسته
nearby collieries
شاخههای نزدیک
former collieries
شاخههای سابق
abandoned coal collieries
شاخههای زغال سنگ متروکه
the colliery employs hundreds of workers.
ذغالفروشی صدها کارگر استخدام میکند.
safety regulations in the colliery are strictly enforced.
قوانین ایمنی در ذغالفروشی به شدت اعمال میشوند.
many colliery owners are investing in modern technology.
بسیاری از صاحبان ذغالفروشی در حال سرمایهگذاری در فناوریهای مدرن هستند.
the colliery was closed due to environmental concerns.
ذغالفروشی به دلیل نگرانیهای زیستمحیطی بسته شد.
workers in the colliery face various health risks.
کارگران ذغالفروشی با خطرات بهداشتی مختلف روبرو هستند.
collieries have a significant impact on the local economy.
ذغالفروشیها تأثیر قابل توجهی بر اقتصاد محلی دارند.
he started his career in a small colliery.
او شروع به کار در یک ذغالفروشی کوچک کرد.
the colliery's output has increased this year.
تولید ذغالفروشی امسال افزایش یافته است.
collieries often provide housing for their workers.
ذغالفروشیها اغلب مسکن برای کارگران خود فراهم میکنند.
new regulations are being introduced for colliery operations.
قوانین جدیدی برای فعالیتهای ذغالفروشی در حال معرفی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید