collies

[ایالات متحده]/ˈkɒliz/
[بریتانیا]/ˈkɑliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع collie، یک سگ گوسفند بزرگ، باهوش و دارای موی بلند؛ جمع collie، نوعی سگ چوپان
v. سوم شخص مفرد colly، سیاه کردن با دوده یا خاکستر

عبارات و ترکیب‌ها

happy collies

سگ‌های خوشحال

trained collies

سگ‌های آموزش‌دیده

friendly collies

سگ‌های دوستانه

playful collies

سگ‌های بازیگوش

smart collies

سگ‌های باهوش

loyal collies

سگ‌های وفادار

sheepdog collies

سگ‌های قلاده‌دار گوسفند

working collies

سگ‌های کار

collies breed

نژاد کولی

collies puppies

جوزه‌های کولی

جملات نمونه

collies are known for their intelligence and loyalty.

سگ‌های کولی به خاطر هوش و وفاداری‌شان مشهور هستند.

many families choose collies as their pet dogs.

خانواده‌های زیادی سگ‌های کولی را به عنوان حیوان خانگی انتخاب می‌کنند.

collies require regular exercise to stay healthy.

سگ‌های کولی برای سالم ماندن به ورزش منظم نیاز دارند.

training collies can be a rewarding experience.

آموزش سگ‌های کولی می‌تواند یک تجربه پاداش‌دهنده باشد.

collies are often used as herding dogs on farms.

سگ‌های کولی اغلب به عنوان سگ‌های چوپان در مزارع استفاده می‌شوند.

it's important to socialize collies from a young age.

اجازه دادن به سگ‌های کولی از سن پایین برای معاشرت با دیگران مهم است.

collies have a thick coat that requires grooming.

سگ‌های کولی دارای پوشش ضخیمی هستند که نیاز به مرتب کردن دارد.

many people admire collies for their beauty.

بسیاری از مردم سگ‌های کولی را به خاطر زیبایی‌شان تحسین می‌کنند.

collies can be great companions for children.

سگ‌های کولی می‌توانند همراهان خوبی برای کودکان باشند.

collies thrive in active households.

سگ‌های کولی در خانه‌های فعال شکوفا می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید