colligating

[ایالات متحده]/ˈkɒlɪɡeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːlɪɡeɪtɪŋ/

ترجمه

v. به هم بستن یا گروه بندی کردن؛ سنتز یا یکپارچه سازی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

colligating data

داده‌های مرتبط

colligating information

اطلاعات مرتبط

colligating results

نتایج مرتبط

colligating sources

منابع مرتبط

colligating findings

یافته‌های مرتبط

colligating evidence

شواهد مرتبط

colligating reports

گزارش‌های مرتبط

colligating statistics

آمار مرتبط

colligating notes

یادداشت‌های مرتبط

colligating materials

مواد مرتبط

جملات نمونه

colligating data from various sources is essential for accurate analysis.

جمع‌آوری داده‌ها از منابع مختلف برای تجزیه و تحلیل دقیق ضروری است.

she is skilled at colligating information for her research projects.

او در جمع‌آوری اطلاعات برای پروژه‌های تحقیقاتی خود ماهر است.

the team is colligating findings from the last five years.

تیم در حال جمع‌آوری یافته‌ها از پنج سال گذشته است.

colligating evidence is crucial in building a strong case.

جمع‌آوری شواهد برای ایجاد یک پرونده قوی بسیار مهم است.

he spent hours colligating statistics for his presentation.

او ساعت‌ها برای ارائه خود آمارها را جمع‌آوری کرد.

colligating resources can help streamline the project.

جمع‌آوری منابع می‌تواند به ساده‌سازی پروژه کمک کند.

the researcher is colligating historical texts for her thesis.

محقق متون تاریخی را برای پایان‌نامه خود جمع‌آوری می‌کند.

effective colligating of materials is necessary for successful outcomes.

جمع‌آوری موثر مواد برای دستیابی به نتایج موفق ضروری است.

we are colligating feedback from users to improve the product.

ما بازخورد کاربران را برای بهبود محصول جمع‌آوری می‌کنیم.

colligating various opinions can lead to better decision-making.

جمع‌آوری نظرات مختلف می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید