colonostomy

[ایالات متحده]/[ˈkɒləstəmi]/
[بریتانیا]/[ˈkɒləstəmi]/

ترجمه

n. ایجاد یک مقعد مصنوعی از طریق جراحی با بیرون آوردن بخشی از روده بزرگ از طریق یک سوراخ در دیواره شکم؛ روش ایجاد کولوستومی.

عبارات و ترکیب‌ها

colonostomy recovery

بهبودی کولوستومی

undergoing colonostomy

در حال انجام کولوستومی

scheduled colonostomy

کولوستومی برنامه ریزی شده

previous colonostomy

کولوستومی قبلی

colonostomy procedure

روش کولوستومی

colonostomy complications

عوارض کولوستومی

post-colonostomy pain

درد پس از کولوستومی

colonostomy preparation

آماده سازی کولوستومی

emergency colonostomy

کولوستومی اورژانس

colonostomy risks

خطرات کولوستومی

جملات نمونه

the patient underwent a successful colonostomy to divert the fecal stream.

بیمار تحت عمل کولونستومی موفقیت‌آمیزی قرار گرفت تا جریان مدفوع را منحرف کند.

following the colonostomy, he required specialized ostomy care.

پس از کولونستومی، او به مراقبت‌های تخصصی استومی نیاز داشت.

the surgeon recommended a colonostomy due to the severe bowel obstruction.

جراح به دلیل انسداد شدید روده، کولونستومی را توصیه کرد.

she experienced complications after the colonostomy and needed further evaluation.

او پس از کولونستومی دچار عوارض شد و به ارزیابی بیشتر نیاز داشت.

the colonostomy bag needs to be emptied regularly to prevent infection.

کیسه کولونستومی باید به طور منظم تخلیه شود تا از عفونت جلوگیری شود.

he was educated on proper colonostomy appliance changes and hygiene.

او در مورد تعویض مناسب وسایل استومی و بهداشت آموزش دید.

the colonostomy site showed signs of inflammation, requiring antibiotics.

محل کولونستومی علائمی از التهاب نشان می‌داد که نیاز به آنتی‌بیوتیک داشت.

a temporary colonostomy was performed to allow the bowel to heal.

کولونستومی موقت انجام شد تا به روده اجازه داده شود بهبود یابد.

the decision to proceed with a colonostomy was made after careful consideration.

تصمیم به انجام کولونستومی پس از بررسی دقیق اتخاذ شد.

she expressed concerns about adjusting to life with a colonostomy.

او نگرانی خود را در مورد سازگاری با زندگی با کولونستومی ابراز کرد.

the colonostomy allowed him to maintain a reasonable quality of life.

کولونستومی به او اجازه داد تا کیفیت زندگی معقولی را حفظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید