colorer

[ایالات متحده]/ˈkʌlərər/
[بریتانیا]/ˈkʌlərər/

ترجمه

n. کسی که رنگ می‌کند یا رنگ می‌زند

عبارات و ترکیب‌ها

colorer tool

ابزار رنگ‌آمیزی

colorer palette

پالت رنگ

colorer scheme

طرح رنگ

colorer brush

برس رنگ‌آمیزی

colorer effect

اثر رنگ‌آمیزی

colorer selection

انتخاب رنگ

colorer style

سبک رنگ‌آمیزی

colorer application

کاربرد رنگ‌آمیزی

colorer guide

راهنمای رنگ‌آمیزی

colorer technique

تکنیک رنگ‌آمیزی

جملات نمونه

she loves to colorer her drawings with bright colors.

او عاشق رنگ آمیزی نقاشی هایش با رنگ های روشن است.

he asked me to colorer the map for better visibility.

او از من خواست تا نقشه را برای دید بهتر رنگ آمیزی کنم.

we need to colorer the walls to make the room feel warmer.

ما باید دیوارها را رنگ کنیم تا اتاق گرمتر به نظر برسد.

she used markers to colorer the poster for the event.

او از ماژیک برای رنگ آمیزی پوستر برای رویداد استفاده کرد.

he prefers to colorer his sketches digitally.

او ترجیح می دهد طرح های خود را به صورت دیجیتالی رنگ کند.

they decided to colorer the invitations with pastel shades.

آنها تصمیم گرفتند دعوتنامه ها را با سایه های پاستلی رنگ کنند.

it's important to colorer the artwork thoughtfully.

رنگ آمیزی آثار هنری با دقت مهم است.

she taught the children how to colorer their drawings properly.

او به کودکان آموزش داد که چگونه نقاشی های خود را به درستی رنگ کنند.

he likes to colorer his notes to organize his thoughts.

او دوست دارد یادداشت های خود را برای سازماندهی افکارش رنگ کند.

we will colorer the event space to match the theme.

ما فضای رویداد را مطابق با موضوع رنگ خواهیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید