colting

[ایالات متحده]/kəʊlt/
[بریتانیا]/koʊlt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. ترمینال خط ارتباطات تست آنلاین کامپیوتری.

عبارات و ترکیب‌ها

young colt

جوانت

wild colt

آشوبکار

جملات نمونه

the colt was struggling to stay with the pace and started to drop back.

پشت‌پا اسب کوچک برای حفظ سرعت تلاش می‌کرد و شروع به عقب‌نشینی کرد.

the colt was 4-6 favourite after opening at evens .

اسب کوچک با احتمال ۴-۶ برنده بود، پس از آنکه در ابتدا با احتمال مساوی شروع به کار کرد.

the other horse tongued every part of the colt's mane.

اسب دیگر تمام قسمت‌های یال اسب کوچک را لمس کرد.

Foal: Colt, filly or gelding up to one year of age.

پشت‌پا: اسب کوچک، مادیوی جوان، اسب مادیوی یا اسب阉ه‌شده تا سن یک سال.

The little colt shied at the fence and refused to jump over it.

اسب کوچک در نزدیکی حصار ترسید و از پریدن از روی آن امتناع کرد.

Colter Rock: Though the fairy cattle had become a celestial being, he never forgot tilth, and he drew the plough onto the mountains. The colter was left here.

صخره کولتر: اگرچه گاوهای افسون‌شده به موجودی آسمانی تبدیل شده بودند، او هرگز فراموش نکرد که خاک را در کوه‌ها بکاشت. کولتر در اینجا رها شد.

Old school platformer from team who previously released excelent freeware remakes of Goody and Super Colt 36.

بازی پلتفرمی مدرسه قدیمی از تیمی که قبلاً بازسازی‌های رایگان عالی از بازی‌های Goody و Super Colt 36 را منتشر کرده است.

نمونه‌های واقعی

You know, that colts jersey you bought him doesn't fit anymore.

می‌دانید، آن پیراهن اسب‌های کوچک که برای او خریدید دیگر اندازه نیست.

منبع: Desperate Housewives Season 5

The three-year-old colt now has to Belmont Stakes in New York next month.

اسب‌های کوچک سه ساله اکنون باید در ماه آینده در Belmont Stakes در نیویورک شرکت کنند.

منبع: NPR News May 2014 Compilation

They talked to all the children—the puppies, the kittens, the colts, the piglets.

آنها با همه کودکان صحبت کردند - توله ها، بچه گربه ها، اسب های کوچک، خوکچه ها.

منبع: Storyline Online English Stories

7 They brought the donkey and the colt, placed their cloaks on them, and Jesus sat on them.

7 آنها شتر و اسب کوچک را آوردند، عبای خود را روی آنها انداختند و عیسی روی آنها نشست.

منبع: Bible (original version)

35 They brought it to Jesus, threw their cloaks on the colt and put Jesus on it.

35 آنها آن را به عیسی آوردند، عبای خود را روی اسب کوچک انداختند و عیسی را روی آن گذاشتند.

منبع: Bible (original version)

" That is a colt you are running" ?

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes: New Cases (Part Two)

I can still remember the mule colts that my father bought.

هنوز هم به خاطر دارم پدرم چه اسب‌های کوچک شتری خرید.

منبع: The virtues of human nature.

She faced the northwest, where Pa had gone, and kept her colt close beside her.

او به شمال غربی نگاه کرد، جایی که پدر رفته بود، و اسب کوچک خود را در کنارش نگه داشت.

منبع: The little cabin on the grassland.

The trip was too long for a colt.

سفر برای یک اسب کوچک خیلی طولانی بود.

منبع: The little cabin on the grassland.

Beside Pet stood a long-legged, long-eared, wobbly little colt.

در کنار پت، اسبی کوچک با پاها و گوش‌های بلند و لرزان ایستاده بود.

منبع: The little cabin on the grassland.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید