columbium

[ایالات متحده]/kəˈlʌmbiəm/
[بریتانیا]/kəˈlʌmbiəm/

ترجمه

n. یک عنصر شیمیایی، نماد Nb، که در آلیاژها و ابررساناها استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

columbium metal

فلز کلمبیوم

columbium alloy

آلیاژ کلمبیوم

columbium oxide

اکسید کلمبیوم

columbium powder

پودر کلمبیوم

columbium wire

سیم کلمبیوم

columbium rod

میله کلمبیوم

columbium tubing

لوله کلمبیوم

columbium sheet

ورق کلمبیوم

columbium applications

کاربردهای کلمبیوم

columbium sources

منابع کلمبیوم

جملات نمونه

columbium is often used in superconductors.

کولمبیوم اغلب در ابررساناها استفاده می‌شود.

the properties of columbium make it valuable in aerospace applications.

ویژگی‌های کولمبیوم آن را در کاربردهای هوافضا ارزشمند می‌کند.

columbium alloys are known for their strength and resistance to corrosion.

آلیاژهای کولمبیوم به دلیل مقاومت و مقاومت در برابر خوردگی شناخته شده‌اند.

researchers are studying columbium for its potential in energy storage.

محققان در حال بررسی کولمبیوم برای پتانسیل آن در ذخیره انرژی هستند.

columbium can be found in various minerals and ores.

کولمبیوم را می‌توان در مواد معدنی و سنگ آهن مختلف یافت.

the demand for columbium has increased in recent years.

تقاضا برای کولمبیوم در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

columbium is essential for producing high-performance materials.

کولمبیوم برای تولید مواد با کارایی بالا ضروری است.

columbium is sometimes referred to as niobium in scientific literature.

کولمبیوم گاهی اوقات در متون علمی به عنوان نیوبیوم شناخته می‌شود.

columbium's unique properties make it suitable for nuclear applications.

ویژگی‌های منحصر به فرد کولمبیوم آن را برای کاربردهای هسته‌ای مناسب می‌کند.

mining for columbium requires specialized techniques.

استخراج کولمبیوم نیاز به تکنیک‌های تخصصی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید