columniform structure
ساختار ستونی
columniform shape
شکل ستونی
columniform feature
ویژگی ستونی
columniform growth
رشد ستونی
columniform design
طراحی ستونی
columniform pattern
الگوی ستونی
columniform element
عنصر ستونی
columniform arrangement
چیدمان ستونی
columniform specimen
نمونه ستونی
columniform type
نوع ستونی
the scientist described the columniform structure of the bacteria.
دانشمند ساختار ستونی باکتریها را توصیف کرد.
columniform plants can be found in various climates.
گیاهان ستونی را میتوان در آب و هوای مختلف یافت.
in architecture, columniform designs are often used for aesthetic purposes.
در معماری، طرحهای ستونی اغلب برای اهداف زیباییشناختی استفاده میشوند.
the artist created a columniform sculpture that attracted many visitors.
هنرمند مجسمهای ستونی خلق کرد که مورد توجه بسیاری از بازدیدکنندگان قرار گرفت.
columniform formations can indicate specific geological processes.
تشکیلهای ستونی میتوانند نشاندهنده فرآیندهای زمینشناسی خاص باشند.
many columniform species thrive in nutrient-rich environments.
بسیاری از گونههای ستونی در محیطهای غنی از مواد مغذی رشد میکنند.
the researcher focused on the columniform characteristics of the coral.
محقق بر روی ویژگیهای ستونی مرجان تمرکز کرد.
columniform structures are often studied in botany.
ساختارهای ستونی اغلب در گیاهشناسی مورد مطالعه قرار میگیرند.
some insects exhibit columniform body shapes for camouflage.
برخی از حشرات شکل بدن ستونی از خود نشان میدهند تا به عنوان استتار عمل کنند.
the columniform design of the building was inspired by ancient architecture.
طراحی ستونی ساختمان از معماری باستانی الهام گرفته بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید