towering

[ایالات متحده]/ˈtaʊərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtaʊərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شدید; به ارتفاع زیاد رسیدن; برجسته
v. در حال اوج گرفتن (شکل حال استمراری tower)

عبارات و ترکیب‌ها

towering skyscraper

خوشک‌ و بلند

towering mountains

کوه های سر به فلک کشیده

towering trees

درختان سر به فلک کشیده

جملات نمونه

He was in a towering rage.

او در حال خشمگین بودن بسیار زیاد بود.

a towering sandstone hoodoo.

یک هودوی ماسه‌سنگی بلند

a man of towering height

مردی با قد بلند

Beethoven was a towering musical genius.

بتهوون یک نابغه موسیقی بسیار بزرگ بود.

the mountains towering all around.

کوه هایی که در همه جا سر برآورده بودند.

a majestic, towering album.

یک آلبوم باشکوه و بلند

This town is beset with towering mountains.

این شهر با کوه های بلند احاطه شده است.

Towering snowcapped peaks rise majestically.

قله‌های پوشیده از برف و بلند به شکلی باشکوه بالا می‌آیند.

In the distance loomed a towering mountain.

در دوردست، یک کوه بلند سر برآورده بود.

Towering mountains surrounded the village.

کوه های بلند روستا را احاطه کرده بودند.

Hari looked up at the towering buildings.

هاری به ساختمان های بلند نگاه کرد.

The towering pine and cypress trees defy frost and snow.

درختان کاج و سرو بلند قد در برابر سرما و برف مقاومت می کنند.

He was in a towering rage about his lost watch.

او به دلیل دست ساعت گمشده اش در حال خشمگین بودن بسیار زیاد بود.

We looked up at the rocky peaks towering above us.

ما به قله های سنگی که بالای سر ما سر برآورده بودند نگاه کردیم.

The living room is bedimmed by the towering trees outside.

اتاق نشیمن به دلیل درختان بلند بیرون از آن کم نور است.

Cliff old trees surrounded by rattan, towering Biri, Qingyoujingya, Painting scene.

دره ای با درختان قدیمی که با گیاه راثان احاطه شده اند، بری بلند، چینگ یو جیینگ یا، صحنه نقاشی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید