comas

[ایالات متحده]/ˈkəʊməz/
[بریتانیا]/ˈkoʊməz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کما، حالتی از بیهوشی عمیق

عبارات و ترکیب‌ها

fall into comas

افتادن در حالت کما

induced comas

کماهای القا شده

recover from comas

بهبودی از کما

prolonged comas

کماهای طولانی مدت

persistent comas

کماهای مداوم

deep comas

کماهای عمیق

drug-induced comas

کماهای ناشی از دارو

medically induced comas

کماهای القا شده توسط پزشکان

temporary comas

کماهای موقت

chronic comas

کماهای مزمن

جملات نمونه

patients in comas require constant monitoring.

بیماران در حالت کما به نظارت مداوم نیاز دارند.

doctors are studying the effects of comas on brain activity.

پزشکان در حال بررسی اثرات کما بر فعالیت مغز هستند.

some people recover from comas after many years.

برخی افراد پس از گذشت سال‌ها از کما بهبودی می‌ابند.

comas can be caused by various medical conditions.

کما می‌تواند ناشی از شرایط پزشکی مختلف باشد.

family members often struggle while waiting for loved ones in comas.

اعضای خانواده اغلب در حالی که منتظر عزیزانشان در حالت کما هستند، دست و پنجه نرم می‌کنند.

research is ongoing to better understand comas.

تحقیقات برای درک بهتر کما ادامه دارد.

comas can vary in duration from hours to years.

کما می‌تواند از نظر مدت زمان از چند ساعت تا چند سال متغیر باشد.

patients may be unaware of their surroundings while in comas.

بیماران ممکن است در حالی که در حالت کما هستند، از محیط اطراف خود آگاه نباشند.

comas can result from traumatic brain injuries.

کما می‌تواند ناشی از آسیب‌های مغزی تروماتیک باشد.

some patients in comas show signs of awareness.

برخی از بیماران در حالت کما نشانه‌هایی از هوشیاری نشان می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید