consciousnesses

[ایالات متحده]/ˈkɒnʃəsnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈkɑːnʃəsnəsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت آگاهی از وجود خود، افکار و محیط اطراف؛ آگاهی یا درک چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

shared consciousnesses

هوش آگاهی‌های مشترک

collective consciousnesses

هوش آگاهی‌های جمعی

altered consciousnesses

هوش آگاهی‌های تغییر یافته

higher consciousnesses

هوش آگاهی‌های بالاتر

universal consciousnesses

هوش آگاهی‌های جهانی

multiple consciousnesses

هوش آگاهی‌های چندگانه

expanded consciousnesses

هوش آگاهی‌های گسترده

individual consciousnesses

هوش آگاهی‌های فردی

differing consciousnesses

هوش آگاهی‌های متفاوت

elevated consciousnesses

هوش آگاهی‌های ارتقا یافته

جملات نمونه

different cultures shape our consciousnesses.

فرهنگ‌های مختلف شکل‌دهنده آگاهی ما هستند.

his consciousnesses were altered by the experience.

آگاهی‌های او تحت تأثیر تجربه تغییر کردند.

they explored the depths of human consciousnesses.

آنها اعماق آگاهی‌های انسانی را کاوش کردند.

consciousnesses can be influenced by external factors.

آگاهی‌ها می‌توانند تحت تأثیر عوامل بیرونی قرار گیرند.

we must respect the different consciousnesses of others.

ما باید به آگاهی‌های مختلف دیگران احترام بگذاریم.

her art reflects the various consciousnesses of society.

هنر او بازتاب آگاهی‌های مختلف جامعه است.

consciousnesses evolve over time with new knowledge.

آگاهی‌ها با دانش جدید در طول زمان تکامل می‌یابند.

understanding consciousnesses is key to psychology.

درک آگاهی‌ها کلید روانشناسی است.

philosophers debate the nature of consciousnesses.

فیلسوفان درباره ماهیت آگاهی‌ها بحث می‌کنند.

different consciousnesses can lead to diverse perspectives.

آگاهی‌های مختلف می‌توانند منجر به دیدگاه‌های متنوع شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید