combatants

[ایالات متحده]/ˈkɒmbətənts/
[بریتانیا]/ˈkɑːmbətənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مبارزان یا افرادی که در نبرد مشارکت دارند

عبارات و ترکیب‌ها

armed combatants

تربیت‌شدگان مسلح

hostile combatants

تربیت‌شدگان خصمانه

combatants engaged

تربیت‌شدگان درگیر

combatants involved

تربیت‌شدگان دخیل

civilian combatants

تربیت‌شدگان غیرنظامی

combatants' rights

حقوق جنگ‌سالاران

combatants' status

وضعیت جنگ‌سالاران

combatants' actions

اقدامات جنگ‌سالاران

combatants' safety

ایمنی جنگ‌سالاران

combatants in conflict

جنگ‌سالاران در درگیری

جملات نمونه

the combatants prepared for the final showdown.

جنگ‌جوها خود را برای رویارویی نهایی آماده کردند.

both combatants displayed incredible skill in the arena.

هر دو جنگ‌جو مهارت فوق‌العاده‌ای را در میدان نشان دادند.

the combatants were evenly matched throughout the fight.

در طول مبارزه، جنگ‌جوها به طور مساوی برابر بودند.

after hours of fighting, the combatants finally reached a truce.

پس از ساعت‌ها مبارزه، جنگ‌جوها سرانجام به صلح رسیدند.

the combatants trained rigorously for the championship.

جنگ‌جوها برای قهرمانی به طور جدی تمرین کردند.

in the end, only one of the combatants emerged victorious.

در نهایت، فقط یکی از جنگ‌جوها پیروز شد.

the combatants exchanged blows with fierce determination.

جنگ‌جوها با اراده سرسختانه ضربه رد و بدل کردند.

each combatant had their own unique fighting style.

هر جنگ‌جو سبک مبارزه خاص خود را داشت.

spectators watched in awe as the combatants clashed.

تماشاگران با حیرت به برخورد جنگ‌جوها نگاه کردند.

the combatants were praised for their sportsmanship after the match.

جنگ‌جوها پس از مسابقه به خاطر جوانمردی مورد تحسین قرار گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید