combinatorial

[ایالات متحده]/kɒm,baɪnə'tɔːrɪəl/
[بریتانیا]/kəm,baɪnə'tɔrɪəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ترکیب‌ها، شامل ریاضیات ترکیبی.

عبارات و ترکیب‌ها

combinatorial analysis

تجزیه ترکیبی

combinatorial optimization

بهینه‌سازی ترکیبی

combinatorial mathematics

ریاضیات ترکیبی

جملات نمونه

The problem of collecting and delivery shunting of non-through wagon flow on the actinoid private line belongs to a kind of the combinatorial optimization problems.

مشکل جمع‌آوری و تحویل واگن‌های غیر عبوری در خط خصوصی آکتینیدی، متعلق به نوعی از مسائل بهینه‌سازی ترکیبی است.

This circuit is of Independence and perfectibility hence can be used to fabricate Deka-Value logic systems and implement any Deka-Value combinatorial logic and temporal logic.

این مدار از استقلال و کمال برخوردار است، بنابراین می‌توان از آن برای ساخت سیستم‌های منطقی دکا-ارزش و پیاده‌سازی هرگونه منطق ترکیبی و زمانی دکا-ارزش استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید