combos

[ایالات متحده]/ˈkɒm.bəʊz/
[بریتانیا]/ˈkɑːm.boʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروه‌های جز کوچک یا گروه‌های رقص; ترکیب‌های فیلترها یا ترکیبات

عبارات و ترکیب‌ها

best combos

بهترین ترکیبات

power combos

ترکیبات قدرتمند

combo deals

پیشنهادهای ترکیبی

combo meals

وعده‌های غذایی ترکیبی

combo packs

بسته‌های ترکیبی

combo offers

ارائه‌های ترکیبی

combo options

گزینه‌های ترکیبی

combo games

بازی‌های ترکیبی

combo styles

سبک‌های ترکیبی

combo strategies

استراتژی‌های ترکیبی

جملات نمونه

there are many combos available at the restaurant.

در رستوران بسیاری از ترکیبات مختلف در دسترس هستند.

she ordered a combo meal with fries and a drink.

او یک وعده غذایی ترکیبی با سیب زمینی سرخ کرده و نوشیدنی سفارش داد.

combos can save you money when dining out.

ترکیبات می‌توانند در هنگام صرف غذا در خارج از منزل در هزینه شما صرفه‌جویی کنند.

they offer special combos for families.

آنها ترکیبات ویژه برای خانواده‌ها ارائه می‌دهند.

he loves trying new combos of flavors.

او عاشق امتحان کردن ترکیبات جدید طعم‌ها است.

combos of different exercises can improve your fitness.

ترکیب تمرینات مختلف می‌تواند تناسب اندام شما را بهبود بخشد.

we need to create combos for our marketing campaign.

ما باید ترکیبی برای کمپین بازاریابی خود ایجاد کنیم.

her dance routine includes several combos.

رقص او شامل چندین ترکیب است.

combos of software tools can enhance productivity.

ترکیب ابزارهای نرم افزاری می تواند بهره وری را افزایش دهد.

he showed me some cool combos in the game.

او چند ترکیب جالب در بازی به من نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید