comedowns

[ایالات متحده]/ˈkəʊmdaʊnz/
[بریتانیا]/ˈkoʊmdaʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت کاهش یا از دست دادن موفقیت؛ دوره‌ای از کاهش هیجان یا خوشحالی پس از اوج

عبارات و ترکیب‌ها

high comedowns

سقوط‌های شدید

bad comedowns

سقوط‌های ناخوشایند

smooth comedowns

سقوط‌های ملایم

quick comedowns

سقوط‌های سریع

severe comedowns

سقوط‌های شدید

emotional comedowns

سقوط‌های احساسی

unexpected comedowns

سقوط‌های غیرمنتظره

gradual comedowns

سقوط‌های تدریجی

intense comedowns

سقوط‌های شدید

temporary comedowns

سقوط‌های موقتی

جملات نمونه

after the party, there are always comedowns.

بعد از مهمانی، همیشه افت و خیز وجود دارد.

she experienced a severe comedown after the concert.

او بعد از کنسرت دچار افت شدید شد.

comedowns can be tough to handle without support.

افت و خیزها بدون حمایت می‌توانند سخت باشند.

many people feel comedowns after using stimulants.

بسیاری از افراد بعد از مصرف محرک‌ها دچار افت می‌شوند.

it's important to manage comedowns effectively.

مدیریت موثر افت و خیزها مهم است.

he talked about his comedowns in therapy.

او در مورد افت و خیزهای خود در درمان صحبت کرد.

comedowns can lead to feelings of anxiety.

افت و خیزها می‌توانند منجر به احساس اضطراب شوند.

some people use meditation to cope with comedowns.

برخی افراد از مدیتیشن برای مقابله با افت و خیزها استفاده می‌کنند.

understanding comedowns can help in recovery.

درک افت و خیزها می‌تواند در بهبودی کمک کند.

she wrote about her comedowns in her journal.

او در مورد افت و خیزهای خود در دفترچه یادداشتش نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید