comint

[ایالات متحده]/ˈkəʊmɪnt/
[بریتانیا]/ˈkoʊmɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هوش ارتباطی
abbr. هوش ارتباطی
Word Forms
جمعcomints

عبارات و ترکیب‌ها

comint analysis

تجزیه و تحلیل ارتباطات

comint operations

عملیات ارتباطات

comint data

اطلاعات ارتباطات

comint collection

جمع‌آوری ارتباطات

comint support

حمایت ارتباطات

comint systems

سیستم‌های ارتباطات

comint tools

ابزارهای ارتباطات

comint sources

منابع ارتباطات

comint reports

گزارش‌های ارتباطات

comint technology

فناوری ارتباطات

جملات نمونه

comint is crucial for national security.

گزارش‌گیری ارتباطی برای امنیت ملی حیاتی است.

they used comint to track enemy movements.

آنها از گزارش‌گیری ارتباطی برای ردیابی تحرکات دشمن استفاده کردند.

comint analysis helps in decision-making.

تجزیه و تحلیل گزارش‌گیری ارتباطی به تصمیم‌گیری کمک می‌کند.

we need to improve our comint capabilities.

ما باید توانایی‌های گزارش‌گیری ارتباطی خود را بهبود بخشیم.

comint can provide valuable insights.

گزارش‌گیری ارتباطی می‌تواند بینش‌های ارزشمندی ارائه دهد.

effective comint requires skilled personnel.

گزارش‌گیری ارتباطی مؤثر به پرسنل ماهر نیاز دارد.

they shared comint with allied forces.

آنها گزارش‌گیری ارتباطی را با نیروهای متحد به اشتراک گذاشتند.

comint operations are often classified.

عملیات گزارش‌گیری ارتباطی اغلب محرمانه است.

understanding comint is essential for analysts.

درک گزارش‌گیری ارتباطی برای تحلیلگران ضروری است.

comint technologies are evolving rapidly.

فناوری‌های گزارش‌گیری ارتباطی به سرعت در حال تکامل هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید