comma

[ایالات متحده]/ˈkɒmə/
[بریتانیا]/ˈkɑːmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشانه نگارشی که نشان‌دهنده وقفه یا جدایی است و معمولاً برای جدا کردن موارد در یک لیست استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

comma placement

قرار دادن کاما

comma splice

اشتباه نگارشی

comma usage guidelines

دستورالعمل‌های استفاده از کاما

جملات نمونه

Not a comma was left out.

هیچ کامایی جا نمانده بود.

inverted comma (=quotation mark)

پرانتز معکوس (= علامت نقل قول)

an editor who niggled about commas;

یک ویراستار که در مورد کاماها سخت گیری می کرد;

Similar in principle to the enclosing of parenthetic expressions between commas is the setting off by commas of phrases or dependent clauses preceding or following the main clause of a sentence.

مشابه اصل محصور کردن عبارات حاشیه ای بین کاماها، استفاده از کاماها برای جدا کردن عبارات یا بندهای وابسته قبل یا بعد از بند اصلی جمله است.

In the sentence, a comma is used to separate the clauses.

در این جمله، از کاما برای جدا کردن بندها استفاده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید