commentator

[ایالات متحده]/ˈkɒmənteɪtə(r)/
[بریتانیا]/ˈkɑːmənteɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مفسر
توضیح دهنده
پخش کننده زنده

جملات نمونه

commentators put some of the blame on Congress.

ناظران مقداری از تقصیر را به گردن کنگره انداختند.

The commentators made various conjectures about the outcome of the next election.

ناظران انتخابات حدس‌های مختلفی در مورد نتیجه انتخابات بعدی زدند.

Political commentators are predicting that the minister will have to resign.

ناظران سیاسی پیش‌بینی می‌کنند که وزیر باید استعفا دهد.

Several news commentators hit out at the president on his foreign policy.

چند تن از ناظران خبری به سیاست خارجی رئیس جمهور حمله کردند.

Television sports commentators repeat the same phrases ad nauseam.

ناظران ورزشی تلویزیونی به طور مداوم همان عبارات را به حد بی نهایت تکرار می‌کنند.

They're so lacking in confidence in the attraction of the games they televise that they feel they have to hype up with some hysterical commentator in order to get anyone to watch them.

آنها آنقدر به جذابیت مسابقاتی که پخش می‌کنند اعتماد ندارند که احساس می‌کنند برای اینکه کسی تماشا کند باید با یک ناظر هیستریک آن را تبلیغ کنند.

نمونه‌های واقعی

The e-sports enthusiast has become an e-sports commentator.

طرفدار ورزش‌های الکترونیکی به یک گزارشگر ورزش‌های الکترونیکی تبدیل شده است.

منبع: CRI Online December 2018 Collection

For some commentators, this amounted to a defeat.

برای برخی از گزارشگران، این به معنای شکست بود.

منبع: The Economist (Summary)

Dong Can is a senior e-sports commentator.

دونگ کان یک گزارشگر ارشد ورزش‌های الکترونیکی است.

منبع: CRI Online December 2018 Collection

Ghanbar Naderi is a commentator on Iran's state-run Press TV.

غنابار نادرپور، گزارشگر تلویزیون دولتی ایران است.

منبع: BBC Listening Collection January 2020

She was a TV commentator and daughter of nationalist philosopher Alexander Dugin.

او یک گزارشگر تلویزیونی و دختر فیلسوف ملی‌گرا الکساندر دوگین بود.

منبع: VOA Daily Standard September 2022 Collection

Since then Spitzer has been a politcial commentator, teacher and TV host.

از آن زمان به بعد، اسپیتزر یک گزارشگر سیاسی، معلم و مجری تلویزیون بوده است.

منبع: NPR News July 2013 Compilation

President Trump has picked a TV commentator Larry Kudlow as his new economic advisor.

رئیس جمهور ترامپ، لری کودلو، یک گزارشگر تلویزیونی را به عنوان مشاور اقتصادی جدید خود انتخاب کرد.

منبع: BBC Listening March 2018 Compilation

Soon enough, TikTok's amateur fashion commentators were declaring the Gap logo hoodie a full-on trend.

به زودی، گزارشگران مد آماتور تیک تاک اعلام کردند که هودی لوگوی Gap یک روند کامل است.

منبع: The Guardian (Article Version)

To puzzle over all this, I'm joined by the FT's US financial commentator, Rob Armstrong.

برای بررسی همه اینها، به من پیوستند راب آرمسترانگ، گزارشگر مالی FT در ایالات متحده.

منبع: Financial Times

Historians may be a fraction kinder to Mrs May than today's commentators.

تاریخ‌نگاران ممکن است نسبت به گزارشگران امروزی کمی مهربان‌تر با خانم می رفتارند.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید