commerciales

[ایالات متحده]/kəˈmɜːʃəl/
[بریتانیا]/kəˈmɜːrʃəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ملک تجاری؛ شرکت تجاری

جملات نمونه

the commerciales department handles all business transactions.

بخش تجاری تمامی معاملات کسب و کار را مدیریت می کند.

our commerciales team secured a major contract.

تیم تجاری ما یک قرارداد مهم را به دست آورد.

the commerciales sector is experiencing rapid growth.

بخش تجاری در حال رشد سریعی است.

we need more commerciales representatives for the new campaign.

برای حمله جدید ما نیاز به نمایندگان بیشتری در بخش تجاری داریم.

the commerciales director approved the marketing budget.

مدیر بخش تجاری بودجه بازاریابی را تأیید کرد.

these commerciales activities generated significant revenue.

این فعالیت های تجاری درآمد قابل توجهی ایجاد کرد.

our commerciales strategy focuses on international markets.

استراتژی تجاری ما روی بازارهای بین المللی متمرکز است.

the commerciales alliance strengthened our market position.

اتحاد تجاری ما موقعیت بازاری ما را تقویت کرد.

we discussed the commerciales objectives for next quarter.

ما اهداف تجاری برای فصل بعدی را بحث کردیم.

the commerciales partnership proved to be successful.

همکاری تجاری ثابت شد که موفق است.

our commerciales outreach program was very effective.

برنامه ارتباط با بازار تجاری ما بسیار مؤثر بود.

the commerciales initiative required significant investment.

این مبادرت تجاری نیاز به سرمایه گذاری قابل توجهی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید