commercialisms

[ایالات متحده]/kəˈmɜːʃəlɪzəmz/
[بریتانیا]/kəˈmɜrʃəlɪzəmz/

ترجمه

n. اصول یا شیوه‌های تجارت

عبارات و ترکیب‌ها

corporate commercialisms

تجاری‌سازی شرکتی

cultural commercialisms

تجاری‌سازی فرهنگی

artistic commercialisms

تجاری‌سازی هنری

market commercialisms

تجاری‌سازی بازار

social commercialisms

تجاری‌سازی اجتماعی

media commercialisms

تجاری‌سازی رسانه

global commercialisms

تجاری‌سازی جهانی

digital commercialisms

تجاری‌سازی دیجیتال

ethical commercialisms

تجاری‌سازی اخلاقی

local commercialisms

تجاری‌سازی محلی

جملات نمونه

many companies prioritize commercialisms over quality.

بسیاری از شرکت‌ها اولویت را به تجاری‌سازی نسبت به کیفیت می‌دهند.

commercialisms often influence consumer behavior.

تجاری‌سازی اغلب بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر می‌گذارد.

critics argue that commercialisms dilute artistic integrity.

منتقدان استدلال می‌کنند که تجاری‌سازی یکپارچگی هنری را رقیق می‌کند.

understanding commercialisms is crucial for marketing professionals.

درک تجاری‌سازی برای متخصصان بازاریابی بسیار مهم است.

some artists resist commercialisms in their work.

برخی از هنرمندان در آثار خود در برابر تجاری‌سازی مقاومت می‌کنند.

commercialisms can lead to a loss of cultural identity.

تجاری‌سازی می‌تواند منجر به از دست دادن هویت فرهنگی شود.

the rise of commercialisms has changed the music industry.

ظهور تجاری‌سازی باعث تغییر در صنعت موسیقی شده است.

commercialisms are evident in today's advertising strategies.

تجاری‌سازی در استراتژی‌های تبلیغاتی امروزی آشکار است.

many people are critical of the increasing commercialisms in sports.

بسیاری از مردم به طور انتقادی نسبت به افزایش تجاری‌سازی در ورزش‌ها نگاه می‌کنند.

commercialisms can sometimes overshadow genuine creativity.

تجاری‌سازی گاهی اوقات می‌تواند خلاقیت واقعی را تحت‌الشعاع قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید