effective communicator
ارتباطگر مؤثر
clear communicator
ارتباطگر واضح
strong communicator
ارتباطگر قوی
an effective communicator of new ideas.
یک گوینده موثر ایدههای جدید
the sergeant clutched the ruined communicator, muttering anathemas.
سروان دستگاه ارتباطی آسیبدیده را در دست گرفت و نفرینهایی زمزمه کرد.
He is a skilled communicator in both English and Chinese.
او یک گوینده ماهر به هر دو زبان انگلیسی و چینی است.
A good communicator knows how to listen as well as talk.
یک گوینده خوب میداند که چگونه گوش دهد و به همان اندازه صحبت کند.
She works as a communicator for a multinational corporation.
او به عنوان یک گوینده برای یک شرکت چند ملیتی کار میکند.
The team leader serves as the primary communicator between departments.
رهبر تیم به عنوان گوینده اصلی بین دپارتمانها خدمت میکند.
Being a good communicator can help resolve conflicts more easily.
داشتن توانایی برقراری ارتباط خوب میتواند به حل اختلافات به راحتی کمک کند.
The public relations officer is a key communicator for the company.
مسئول روابط عمومی یک گوینده کلیدی برای شرکت است.
A skilled communicator can adapt their communication style to different audiences.
یک گوینده ماهر میتواند سبک ارتباطی خود را با مخاطبان مختلف تطبیق دهد.
The communicator conveyed the message clearly and effectively.
گوینده پیام را به وضوح و به طور موثر منتقل کرد.
Strong communicators are often successful in leadership roles.
گویندگان قوی اغلب در نقشهای رهبری موفق هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید