compartments

[ایالات متحده]/kəmˈpɑːtmənts/
[بریتانیا]/kəmˈpɑrtmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش‌ها یا تقسیمات جداگانه در یک فضای بزرگتر

عبارات و ترکیب‌ها

storage compartments

فضاهای ذخیره‌سازی

compartments for organization

فضاهای سازماندهی

compartments in luggage

فضاهای داخل چمدان

compartments for storage

فضاهای ذخیره‌سازی

compartments for tools

فضاهای ابزار

compartments for food

فضاهای نگهداری غذا

جملات نمونه

the suitcase has multiple compartments for better organization.

چمدان دارای چندین محفظه برای سازماندهی بهتر است.

she divided her workspace into different compartments.

او فضای کاری خود را به بخش های مختلف تقسیم کرد.

the train compartments were filled with passengers.

اتاقک های قطار پر از مسافر بود.

he stores his tools in separate compartments for easy access.

او ابزارهای خود را در محفظه های جداگانه برای دسترسی آسان نگهداری می کند.

each compartment of the fridge has its own temperature settings.

هر محفظه یخچال دارای تنظیمات دمای خاص خود است.

the biology lab has compartments for various experiments.

آزمایشگاه زیست شناسی دارای محفظه هایی برای آزمایش های مختلف است.

they designed the car's trunk with several compartments.

آنها صندوق عقب ماشین را با چندین محفظه طراحی کردند.

he prefers to keep his notes in separate compartments.

او ترجیح می دهد یادداشت های خود را در محفظه های جداگانه نگه دارد.

the drawer has compartments to organize utensils.

کشوی دارای محفظه هایی برای سازماندهی وسایل آشپزخانه است.

her backpack features multiple compartments for convenience.

کوله پشتی او دارای چندین محفظه برای راحتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید