compatibly

[ایالات متحده]/kəmˈpæt.ɪ.bli/
[بریتانیا]/kəmˈpæt.ə.bli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که مناسب یا مناسب است؛ به طور دوستانه یا هماهنگ

عبارات و ترکیب‌ها

work compatibly

به طور سازگار کار کنید

function compatibly

به طور سازگار عمل کنید

operate compatibly

به طور سازگار عمل کنید

interact compatibly

به طور سازگار تعامل داشته باشید

communicate compatibly

به طور سازگار ارتباط برقرار کنید

integrate compatibly

به طور سازگار ادغام کنید

collaborate compatibly

به طور سازگار همکاری کنید

share compatibly

به طور سازگار به اشتراک بگذارید

connect compatibly

به طور سازگار وصل کنید

align compatibly

به طور سازگار تراز کنید

جملات نمونه

they worked compatibly on the project.

آنها به طور سازگار روی پروژه کار کردند.

the software runs compatibly with all devices.

نرم افزار با تمام دستگاه ها به طور سازگار کار می کند.

we need to ensure that our systems operate compatibly.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که سیستم های ما به طور سازگار کار می کنند.

her ideas and his vision aligned compatibly.

ایده های او و دیدگاه او به طور سازگار همسو بودند.

they live compatibly despite their differences.

آنها با وجود تفاوت هایشان به طور سازگار زندگی می کنند.

the two teams collaborated compatibly to achieve success.

دو تیم برای رسیدن به موفقیت به طور سازگار با یکدیگر همکاری کردند.

it is important to find compatibly minded partners.

مهم است که شرکای با فکر سازگار پیدا کنیم.

all components must fit together compatibly.

تمام اجزا باید به طور سازگار با هم مطابقت داشته باشند.

they have always lived compatibly as neighbors.

آنها همیشه به طور سازگار به عنوان همسایه زندگی کرده اند.

the cultures blended compatibly in the community.

فرهنگ ها به طور سازگار در جامعه با هم ترکیب شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید