complots

[ایالات متحده]/kəmˈplɒts/
[بریتانیا]/kəmˈplɑːts/

ترجمه

v. توطئه چیدن یا نقشه کشیدن با هم

عبارات و ترکیب‌ها

secret complots

توطعه‌های مخفی

political complots

توطعه‌های سیاسی

hidden complots

توطعه‌های پنهان

uncover complots

افشای توطعه‌ها

expose complots

عریان کردن توطعه‌ها

plotting complots

برنامه‌ریزی توطعه‌ها

detect complots

تشخیص توطعه‌ها

foiling complots

ناکام کردن توطعه‌ها

alleged complots

توطعه‌های ادعایی

conspiracy complots

توطعه‌های توطئه‌آمیز

جملات نمونه

they often complot against their rivals.

آنها اغلب علیه رقبای خود توطئه می کنند.

the two groups complot to gain more power.

دو گروه برای به دست آوردن قدرت بیشتر توطئه می کنند.

he was accused of comploting with foreign agents.

اتهام توطئه با عوامل خارجی به او وارد شد.

they complot in secret to overthrow the government.

آنها به طور مخفیانه برای سرنگونی دولت توطئه می کنند.

she found evidence of a complot against her.

او شواهدی از توطئه علیه خود پیدا کرد.

the complot was uncovered by the authorities.

توطئه توسط مقامات کشف شد.

they were caught comploting to steal information.

آنها در حال توطئه برای سرقت اطلاعات دستگیر شدند.

the complot involved several high-ranking officials.

توطئه شامل چندین مقام ارشد بود.

rumors spread about a complot within the company.

شایعاتی در مورد توطئه ای در داخل شرکت منتشر شد.

she decided to leave after discovering the complot.

او پس از کشف توطئه تصمیم به ترک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید