compradors

[ایالات متحده]/ˌkɒm.prəˈdɔːr/
[بریتانیا]/ˌkɑːm.prəˈdɔːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نماینده محلی یا واسطه در تجارت خارجی

عبارات و ترکیب‌ها

comprador de bienes

خریددار کالا

comprador potencial

خریددار بالقوه

comprador habitual

خریددار منظم

comprador extranjero

خریددار خارجی

comprador local

خریددار محلی

comprador en línea

خریددار آنلاین

comprador de acciones

خریددار سهام

comprador de propiedades

خریددار املاک

comprador de arte

خریددار هنر

comprador exclusivo

خریددار انحصاری

جملات نمونه

the comprador plays a crucial role in international trade.

بازرگان واسطه‌ای نقش مهمی در تجارت بین‌المللی ایفا می‌کند.

many companies rely on a comprador to navigate local markets.

بسیاری از شرکت‌ها برای پیمایش بازارهای محلی به یک بازرگان واسطه‌ای متکی هستند.

the comprador's knowledge of the culture is invaluable.

دانش بازرگان واسطه‌ای در مورد فرهنگ بسیار ارزشمند است.

he acted as a comprador for foreign investors.

او به عنوان یک بازرگان واسطه‌ای برای سرمایه‌گذاران خارجی عمل می‌کرد.

understanding the role of a comprador is essential for success.

درک نقش یک بازرگان واسطه‌ای برای موفقیت ضروری است.

the comprador facilitated communication between the two parties.

بازرگان واسطه‌ای ارتباط بین دو طرف را تسهیل کرد.

she became a successful comprador after years of experience.

او پس از سال‌ها تجربه به یک بازرگان واسطه‌ای موفق تبدیل شد.

a skilled comprador can bridge cultural gaps.

یک بازرگان واسطه‌ای ماهر می‌تواند شکاف‌های فرهنگی را پر کند.

the comprador's network is vital for business expansion.

شبکه بازرگان واسطه‌ای برای گسترش کسب و کار حیاتی است.

investors often seek a reliable comprador to assist them.

سرمایه‌گذاران اغلب به دنبال یک بازرگان واسطه‌ای قابل اعتماد برای کمک به آنها هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید