concessioner

[ایالات متحده]/kənˈsɛʃənə/
[بریتانیا]/kənˈsɛʃənər/

ترجمه

n. کسی که امتیاز را داراست; گیرنده امتیاز
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

food concessioner

متولی غذا

event concessioner

متولی رویداد

mobile concessioner

متولی سیار

concessioner agreement

توافقنامه متولی

concessioner rights

حقوق متولی

concessioner license

گواهی متولی

concessioner fees

هزینه های متولی

concessioner contract

قرارداد متولی

concessioner services

خدمات متولی

concessioner operations

عملیات متولی

جملات نمونه

the concessioner provided excellent service at the event.

تضمین‌کننده خدمات عالی را در رویداد ارائه داد.

as a concessioner, he managed the food stand efficiently.

به عنوان یک تضمین‌کننده، او به طور موثر مسئولیت غرفه غذا را بر عهده داشت.

the concessioner negotiated a better deal with the venue.

تضمین‌کننده با مکان توافق بهتری را مذاکره کرد.

many concessioners offer discounts during the festival.

بسیاری از تضمین‌کنندگان تخفیف ارائه می‌دهند در طول جشنواره.

the concessioner was responsible for maintaining cleanliness.

تضمین‌کننده مسئول حفظ نظافت بود.

she worked as a concessioner at the county fair.

او به عنوان یک تضمین‌کننده در نمایشگاه شهرستان کار می‌کرد.

the concessioner had a variety of snacks available.

تضمین‌کننده انواع تنقلات در دسترس داشت.

finding a reliable concessioner can enhance the event experience.

پیدا کردن یک تضمین‌کننده قابل اعتماد می‌تواند تجربه رویداد را ارتقا دهد.

the concessioner set up the booth before the crowd arrived.

تضمین‌کننده غرفه را قبل از رسیدن جمعیت آماده کرد.

she praised the concessioner for their quick service.

او از تضمین‌کننده به خاطر خدمات سریعشان قدردانی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید