concoction

[ایالات متحده]/kənˈkɒkʃn/
[بریتانیا]/kənˈkɑːkʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مخلوط; یک تلاش یا طرح ساخته شده.

عبارات و ترکیب‌ها

special concoction

ترکیب خاص

unique concoction

ترکیب منحصر به فرد

secret concoction

ترکیب مخفی

delicious concoction

ترکیب خوشمزه

medicinal concoction

ترکیب دارویی

جملات نمونه

She created a delicious concoction of herbs and spices.

او یک ترکیب خوشمزه از گیاهان و ادویه‌ها درست کرد.

The bartender mixed up a special concoction for the party.

بارتندر یک ترکیب ویژه برای مهمانی درست کرد.

He's known for his unusual concoction of music genres.

او به خاطر ترکیب غیرمعمولش از ژانرهای موسیقی شناخته شده است.

The chef's latest concoction was a fusion of Asian and Italian cuisines.

آخرین ترکیب آشپز یک ادغام از غذاهای آسیایی و ایتالیایی بود.

The witch brewed a magical concoction in her cauldron.

جادوگر یک معجون جادویی در دیگ خود درست کرد.

The scientist experimented with different concoctions to find a cure.

دانشمند با معجون‌های مختلف آزمایش کرد تا درمانی پیدا کند.

The artist's painting was a strange concoction of colors and shapes.

نقاشی هنرمند ترکیبی عجیب از رنگ‌ها و اشکال بود.

The perfume was a unique concoction of floral and citrus scents.

عطر یک ترکیب منحصر به فرد از رایحه های گل و مرکبات بود.

The potion maker carefully measured each ingredient for her concoction.

سازنده معجون به دقت هر ماده را برای معجون خود اندازه گیری کرد.

The alchemist spent years perfecting his concoction for turning lead into gold.

شیمیست سال‌ها برای کامل کردن معجون خود برای تبدیل سرب به طلا وقت گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید