condense

[ایالات متحده]/kənˈdens/
[بریتانیا]/kənˈdens/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. متمرکز شدن; جامد شدن
vt. متمرکزتر کردن; فشرده کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

condense milk

شیر تغلیظ شده

condense information

خلاصه کردن اطلاعات

condense time

فشرده کردن زمان

جملات نمونه

a condensed account of an event

گزارشی فشرده از یک رویداد

Soup condenses when boiled.

سوپ هنگام جوش خوردن متراکم می شود.

Steam is condensed in the condenser.

بخار در کندورز متراکم می شود.

The substance of their talk is condensed into a paragraph.

محتوای صحبت آنها در یک پاراگراف خلاصه می شود.

the moisture vapour in the air condenses into droplets of water.

بخار رطوبت در هوا به قطرات آب تبدیل می شود.

A long story may be condensed into a few sentences.

یک داستان طولانی ممکن است در چند جمله خلاصه شود.

I have condensed my report.

من گزارش خود را خلاصه کرده ام.

Moisture in the atmosphere condensed into dew during the night.

رطوبت در جو در طول شب به شبنم تبدیل شد.

The cold wind condenses vapor into rain.

باد سرد بخار را به باران تبدیل می کند.

He condensed the paragraph into one line.

او پاراگراف را به یک خط تبدیل کرد.

the book could be condensed into half the space, but what of the actual content?.

کتاب می تواند به نصف فضا کاهش یابد، اما در مورد محتوای واقعی چه؟

he condensed the three plays into a three-hour drama.

او سه نمایش را به یک نمایش سه ساعته تبدیل کرد.

Steam is condensed to water when it touches a cold surface.

بخار زمانی که با یک سطح سرد تماس پیدا می کند به آب تبدیل می شود.

The chairman condensed all the suggestions put forward into a single plan of action.

رئیس تمام پیشنهادات مطرح شده را در یک طرح عملیات واحد خلاصه کرد.

Clouds are formations of condensed water vapour.

ابرها تشکیلاتی از بخار آب متراکم هستند.

on the Dorset coast the limestones of the Jurassic age are condensed into a mere 11 feet.

در امتداد سواحل دورست، سنگ های آهکی دوره ژوراسیک به 11 فوت کاهش یافته اند.

The exoplanet's atmosphere condenses out minerals such as enstatite, corundum, spinel, and wollastonite.

جو سیاره فرازمینی مواد معدنی مانند انستاتیت، کوراندوم، اسپینل و ولستونیت را متراکم می کند.

At this phase condensed, deeply staining chromatin masses are often seen in the nucleoplasm.

در این مرحله متراکم، توده های کروماتین با رنگ عمیق اغلب در نوکل پلاسما دیده می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید