casual confabs
گفتگوهای غیررسمی
informal confabs
گفتگوهای غیررسمی
private confabs
گفتگوهای خصوصی
business confabs
گفتگوهای تجاری
team confabs
گفتگوهای تیمی
strategy confabs
گفتگوهای استراتژیک
quick confabs
گفتگوهای سریع
public confabs
گفتگوهای عمومی
weekly confabs
گفتگوهای هفتگی
virtual confabs
گفتگوهای مجازی
we often have confabs about our weekend plans.
ما اغلب در مورد برنامههای آخر هفته خود گفتگو میکنیم.
during our confabs, we share ideas and experiences.
در طول گفتگوهای ما، ایدهها و تجربیات خود را به اشتراک میگذاریم.
his confabs with colleagues inspired new projects.
گفتگوهای او با همکاران الهامبخش پروژههای جدید بود.
they enjoyed confabs over coffee every morning.
آنها از گفتگوهای صبحگاهی در کنار قهوه لذت میبردند.
our confabs often lead to innovative solutions.
گفتگوهای ما اغلب به راهحلهای نوآورانه منجر میشود.
she loves to have confabs about literature.
او عاشق گفتگو در مورد ادبیات است.
his confabs with mentors helped him grow professionally.
گفتگوهای او با مربیان به او کمک کرد تا به طور حرفهای رشد کند.
we had lengthy confabs about the project details.
ما گفتگوهای طولانی در مورد جزئیات پروژه داشتیم.
the confabs at the conference were enlightening.
گفتگوها در کنفرانس روشنگر بودند.
she organized confabs to encourage team bonding.
او گفتگوها را برای تشویق ایجاد پیوند تیمی سازماندهی کرد.
casual confabs
گفتگوهای غیررسمی
informal confabs
گفتگوهای غیررسمی
private confabs
گفتگوهای خصوصی
business confabs
گفتگوهای تجاری
team confabs
گفتگوهای تیمی
strategy confabs
گفتگوهای استراتژیک
quick confabs
گفتگوهای سریع
public confabs
گفتگوهای عمومی
weekly confabs
گفتگوهای هفتگی
virtual confabs
گفتگوهای مجازی
we often have confabs about our weekend plans.
ما اغلب در مورد برنامههای آخر هفته خود گفتگو میکنیم.
during our confabs, we share ideas and experiences.
در طول گفتگوهای ما، ایدهها و تجربیات خود را به اشتراک میگذاریم.
his confabs with colleagues inspired new projects.
گفتگوهای او با همکاران الهامبخش پروژههای جدید بود.
they enjoyed confabs over coffee every morning.
آنها از گفتگوهای صبحگاهی در کنار قهوه لذت میبردند.
our confabs often lead to innovative solutions.
گفتگوهای ما اغلب به راهحلهای نوآورانه منجر میشود.
she loves to have confabs about literature.
او عاشق گفتگو در مورد ادبیات است.
his confabs with mentors helped him grow professionally.
گفتگوهای او با مربیان به او کمک کرد تا به طور حرفهای رشد کند.
we had lengthy confabs about the project details.
ما گفتگوهای طولانی در مورد جزئیات پروژه داشتیم.
the confabs at the conference were enlightening.
گفتگوها در کنفرانس روشنگر بودند.
she organized confabs to encourage team bonding.
او گفتگوها را برای تشویق ایجاد پیوند تیمی سازماندهی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید