confabulated

[ایالات متحده]/kənˈfæbjʊleɪtɪd/
[بریتانیا]/kənˈfæbjʊleɪtɪd/

ترجمه

vi. در مکالمه یا بحث شرکت کردن
v. یادآوری یا اختراع خاطرات یا داستان‌های دروغین

عبارات و ترکیب‌ها

confabulated memories

خاطرات ساختگی

confabulated stories

داستان‌های ساختگی

confabulated events

رویدادهای ساختگی

confabulated details

جزئیات ساختگی

confabulated narratives

روایت‌های ساختگی

confabulated accounts

گزارش‌های ساختگی

confabulated facts

حقایق ساختگی

confabulated experiences

تجربه‌های ساختگی

confabulated perceptions

درک‌های ساختگی

confabulated identities

هویت‌های ساختگی

جملات نمونه

he confabulated a story about his travels.

او داستانی درباره سفر هایش جعل کرد.

during the meeting, she confabulated ideas with her colleagues.

در طول جلسه، او ایده هایی را با همکارانش جعل کرد.

the patient confabulated details of the event.

بیمار جزئیاتی از این رویداد را جعل کرد.

they confabulated over coffee about their weekend plans.

آنها در مورد برنامه های آخر هفته خود در حالی که قهوه می خوردند، جعل کردند.

he often confabulates when recalling past events.

او اغلب هنگام یادآوری وقایع گذشته جعل می کند.

she confabulated with her friends about their favorite movies.

او با دوستانش در مورد فیلم های مورد علاقه شان جعل کرد.

the children confabulated fantastical tales during playtime.

کودکان در هنگام بازی داستان های خیالی را جعل کردند.

he confabulated a scenario to explain his absence.

او سناریویی برای توضیح غیبت خود جعل کرد.

they confabulated about the latest news in their neighborhood.

آنها در مورد آخرین اخبار در محله خود جعل کردند.

she confabulated with her mentor about career choices.

او با مربی خود در مورد انتخاب شغل صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید