confuted

[ایالات متحده]/kənˈfjuːtɪd/
[بریتانیا]/kənˈfjuːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ثابت کردن (یک شخص یا یک ادعا) نادرست بودن

عبارات و ترکیب‌ها

confuted argument

استدلال رد شده

confuted theory

نظریه رد شده

confuted claim

ادعای رد شده

confuted evidence

دلایل رد شده

confuted statement

اظهارات رد شده

confuted hypothesis

فرضیه رد شده

confuted position

موضع رد شده

confuted notion

دیدگاه رد شده

confuted belief

باور رد شده

confuted interpretation

تفسیر رد شده

جملات نمونه

his arguments were confuted by the evidence presented in court.

استدلال‌های او با شواهدی که در دادگاه ارائه شد، رد شد.

the scientist confuted the previous theories with new research.

دانشمند نظریه‌های قبلی را با تحقیقات جدید رد کرد.

she confuted his claims during the debate.

او ادعاهای او را در طول بحث رد کرد.

the professor confuted the misconceptions about the topic.

پروفسور سوء تفاهم‌ها در مورد موضوع را رد کرد.

many myths have been confuted by modern science.

آثار زیادی توسط علم مدرن رد شده‌اند.

her research confuted the assumptions made by earlier studies.

تحقیقات او فرضیات مطرح شده توسط مطالعات قبلی را رد کرد.

the article confuted popular beliefs about nutrition.

مقاله باورهای رایج در مورد تغذیه را رد کرد.

he confuted the allegations with solid proof.

او با ارائه مدارک محکم، ادعاها را رد کرد.

the documentary confuted many myths surrounding climate change.

مستند بسیاری از باورهای غلط پیرامون تغییرات آب و هوایی را رد کرد.

experts confuted the theory with comprehensive analysis.

متخصصان با تحلیل جامع، این نظریه را رد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید