confuting

[ایالات متحده]/kənˈfjuːtɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈfjuːtɪŋ/

ترجمه

v. عمل اثبات چیزی به عنوان نادرست یا غلط

عبارات و ترکیب‌ها

confuting claims

رد ادعاها

confuting arguments

رد استدلال‌ها

confuting evidence

رد شواهد

confuting theories

رد نظریه‌ها

confuting statements

رد اظهارات

confuting misconceptions

رد تصورات غلط

confuting beliefs

رد باورها

confuting opinions

رد نظرات

confuting assertions

رد ادعاها

جملات نمونه

she spent hours confuting the arguments presented in the debate.

او ساعت‌ها در حال رد کردن استدلال‌های مطرح شده در بحث بود.

the scientist is confuting the myths about climate change.

دانشمند در حال رد کردن باورهای غلط در مورد تغییرات آب و هوایی است.

his book is dedicated to confuting popular misconceptions.

کتاب او به رد کردن تصورات غلط رایج اختصاص داده شده است.

they are confuting the claims made by the opposition.

آنها در حال رد کردن ادعاهای مطرح شده توسط مخالفان هستند.

confuting false information is crucial in today's media landscape.

رد اطلاعات نادرست در چشم‌انداز رسانه‌ای امروز بسیار مهم است.

the lawyer focused on confuting the evidence against her client.

وکیل بر رد کردن مدارک علیه موکلش تمرکز کرد.

in his lecture, he was confuting the theories of his predecessors.

در سخنرانی خود، او در حال رد کردن نظریه‌های پیشینیان خود بود.

she is known for confuting outdated practices in the industry.

او به خاطر رد کردن روش‌های قدیمی در صنعت شناخته شده است.

the article is confuting the recent studies that lack solid evidence.

مقاله در حال رد کردن مطالعات اخیر است که فاقد شواهد قوی هستند.

confuting the opposing viewpoint requires strong evidence and reasoning.

رد نظرگاه مخالف نیاز به شواهد و استدلال قوی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید