invalidating feedback
بازخورد نامعتبر
invalidating comments
نظرات نامعتبر
invalidating beliefs
باطل کردن باورها
invalidating statements
بیاعتبار کردن اظهارات
invalidating experiences
بیاعتبار کردن تجربیات
invalidating behavior
بیاعتبار کردن رفتار
invalidating thoughts
بیاعتبار کردن افکار
invalidating emotions
بیاعتبار کردن احساسات
invalidating actions
بیاعتبار کردن اقدامات
invalidating remarks
بیاعتبار کردن نظرات
invalidating someone's feelings can be harmful.
بیاعتبار کردن احساسات کسی میتواند مضر باشد.
she felt invalidating comments from her peers.
او نظرات بیاعتبارکننده از همسالانش احساس کرد.
invalidating experiences can affect mental health.
تجربههای بیاعتبارکننده میتوانند بر سلامت روان تأثیر بگذارند.
it's important to avoid invalidating others' opinions.
اجتناب از بیاعتبار کردن نظرات دیگران مهم است.
he realized that invalidating his own achievements was a mistake.
او متوجه شد که بیاعتبار کردن دستاوردهای خود اشتباهی بود.
invalidating feedback can discourage creativity.
بازخورد بیاعتبارکننده میتواند باعث دلسردی خلاقیت شود.
they discussed the impact of invalidating relationships.
آنها تأثیر روابط بیاعتبارکننده را مورد بحث قرار دادند.
invalidating someone’s identity can lead to isolation.
بیاعتبار کردن هویت کسی میتواند منجر به انزوا شود.
invalidating remarks can create tension in conversations.
اظهارات بیاعتبارکننده میتوانند باعث ایجاد تنش در مکالمات شوند.
she felt invalidating pressure to conform.
او فشار بیاعتبارکننده برای انطباق را احساس کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید