congees

[ایالات متحده]/kənˈdʒiːz/
[بریتانیا]/kənˈdʒiz/

ترجمه

v. خداحافظی کردن یا تعظیم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rice congees

چلو حلیم

sweet congees

حلیم شیرین

savory congees

حلیم شور

plain congees

حلیم ساده

traditional congees

حلیم سنتی

hot congees

حلیم داغ

instant congees

حلیم فوری

nutritious congees

حلیم مغذی

delicious congees

حلیم خوشمزه

thick congees

حلیم غلیظ

جملات نمونه

congees are often served for breakfast in many cultures.

غذاهای خمیری اغلب برای صبحانه در بسیاری از فرهنگ‌ها سرو می‌شوند.

i enjoy making congees with different ingredients.

من از درست کردن غذاهای خمیری با مواد مختلف لذت می‌برم.

congees can be both savory and sweet.

غذاهای خمیری می‌توانند هم شور و هم شیرین باشند.

she added some vegetables to the congees for extra flavor.

او برای طعم بیشتر، سبزیجات به غذاهای خمیری اضافه کرد.

congees are a great comfort food when you're feeling unwell.

غذاهای خمیری یک غذای دلپذیر عالی هستند وقتی احساس ناراحتی دارید.

many people believe that congees are easy to digest.

بسیاری از مردم معتقدند که غذاهای خمیری به راحتی هضم می‌شوند.

he prefers rice congees over oatmeal for breakfast.

او ترجیح می‌دهد غذاهای خمیری بر پایه برنج را به جودوسر برای صبحانه بخورد.

congees can be a nutritious option for children.

غذاهای خمیری می‌توانند یک گزینه مغذی برای کودکان باشند.

she learned to cook congees from her grandmother.

او یاد گرفت غذاهای خمیری را از مادربزرگش درست کند.

congees are often enjoyed with pickled vegetables on the side.

غذاهای خمیری اغلب با سبزیجات ترشی در کنار آن لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید